تبليغاتX
1984

1984

اقتصادی، سیاسی، ادبی و کارگری

 

ظاهر این روزها یکنواخته و کسل کننده ولی وقتی روز با صدای تلفن بهترین دوستم شروع می شه، خاطره تئاتر "خانه" که دیشب دیدیم٬ زنده می شه و خوندن کتاب "عامه پسند" نوشته بوکفسکی چه حالی می ده٬ فرصت می شه یه سر برادرم رو  ببینم، بعد هم بالاخره می تونم مدرکم رو بعد از ۱۰ سال از دانشگاه بگیرم٬ روزنامه هم به دلایلی چاپ نشده تا بشه کلی از مطالب دیروز رو دوباره ریخت در صفحه ها٬ دعوت ناهار در رستوران شاندیز هم کلی جذابه و فرصت می شه بعد از ماه هاخریدی هم بکنم٬ می تونم بعد مدت ها سری به دوستان در روزنامه اعتماد ملی بزنم٬ بعد هم وقت می کنم بیفتم به جون کتاب های آموزش زبان. همه این ها رو هم با عشق انجام میدم تا این روزهای و ماه ها هر چی شتابان تر بگذره و  فرداهای زیادی باز با صدای تلفنش بیدار شم٬ اگر چه روز به روز به شب نخوابی های رویایی نزدیک می شم...

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 تیر1388ساعت 6:56 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

چاره ای نیست.به نظرم بهترین کار در شرایط فعلی درس خوندن است و بس...

+ نوشته شده در  جمعه 5 تیر1388ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

بالاخره این خرداد گند امسال داره تموم می شه و چیزی ازش جز احساس خفگی و بلاتکلیفی و بهت و انزجار و غم و قتل و خون و نفرت و وقاحت و ... به یادگار نموند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 5:34 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

گزارشم در مورد گاف آقای وزیر: کلیک کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 3:55 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

گزارشم در مورد افزایش نابرابری توزیع درآمد و شکاف طبقاتی در دوران احمدی نژادکلیک کنید.

+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 3:14 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

این سه تا مطلب رو در سه روز گذشته نوشتم. کارگری و اصلاح قانون کار و اعتراف تلویحی دولت به تورم زایی و بسته متناقض بانکی و بالاخره این که کدوم اقتصاددان برای کدوم کاندیدا برنامه می نویسه البته این آخریه یه اشکال داره که علی طیب نیا در ستاد احمدی نژاد درج شده که الان به کمپین موسوی پیوسته.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 11:9 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

واقعا با همبستگی صنفی حال می کنم. می خواد در اعتراض به رفتار هر کسی باشه. امشب هم با ترک مراسم موج سوم موسوی و خاتمی توسط عکاس های مطبوعات حال کردم. یکی نیست بگه آقای کاندیدا اگه نمی خوای کسی ازت عکس بگیره و ژست مستضعفی بگیری چرا عکاس دعوت می کنی که باهاش برخورد هم بکنی؟ جالبه این آقا می گه انقلاب نکردیم که زندانی سیاسی داشته باشیم ولی حراستش که سنشون به ۲۰ شاید نرشه جو گیر می شن و عکاس ها رو کتک می زنن. بازم صد رحمت به احمدی نژاد.کاش می شد خبرهای این آقا رو هم دیگه در رسانه ها کار نمی کردیم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 8:17 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

دلم هیجان می خواد٬ یه چیزی مثل توقیف روزنامه. دلم سفر می می خواد٬مثلا رفتن به مشهد. دلم کار خوب می خواد٬ مثل یه گفت و گوی به قول عیرضا معزی٬ بترکون. دلم پویایی می خواد٬ مثل خوندن برای کنکور. اما دلم دل نمی خواد٬ سونی سبک رو ترجیح می ده...

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 2:7 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

کاش جای احمدی نژاد بودم و کروبی رو به مناظره دعوت می کردم تا از همین الان تکلیف کاندیدایی که بلد نیست حرف روز مره بزنه رو مشخص کنم. کمپین کروبی به نظرم جمع افراد به ظاهر عاقلیه که فکر می کنن اگه یه آدم پرت رییس جمهور بشه به عاقل ها پستی می رسه... ولی فردای انتخابات با یه دسته گل در دفتر کاندیدای پیروزن....

خندم می گیره که کروبی رهبر راست مدرن شده. این بابا می تونه ۱۰ سطر در مورد لیبرالیسم صحبت کنه آخه؟

این بابا که هی سردبیر در روزنامش عوض می کنه و حقوق حداقلی ۳۰ تا خبرنگار رو رعایت نمی کنه و حتی ناهار رو ازشون دریغ می کنه می خواد سهم نفت بده به مردم؟

خندم می گیره...

+ نوشته شده در  جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 3:5 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

واقعا در "ناامیدی بسی امید است." خیلی هم مسخره نیست. امروز در اوج ناامیدی یه تلفن انتهای امید رو بهم تزریق کرد. خوشحالم که کمتر از ۱۰ درصد دیگه با اتفاقی که منتظرشم فاصله دارم. بازگشت دوباره به فضای دانشگاه و آخرین سال کار کردن در مطبوعات(که عاشقشم). یعنی بهار آینده من کجای یه قاره دیگه ام؟ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

چند سال پیش یه گزارش بلند ۳ قسمتی در روزنامه شرق نوشتم که به همت سحر نمازیخواه چاپ شد. این گزارش بازخوانی کارنامه جنبش کارگری و سندیکالیستی در ایران بود. امروز به این فکر افتادم که این گزارش رو پیدا کنم و دوره احمدی نژاد رو بهش اضافه کنم. در گوگل جستجو کردم. پیداش کردم ولی سایتی که مطلب رو داره اعلام کرده که برای دیدن متن کامل باید عضو سایت بشم. 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اردیبهشت1388ساعت 2:49 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

یادآوری دوران شیرین دانشجویی همیشه برام لذت بخش بوده هر چند تا همین چند شب پیش خیلی فرصتش رو پیدا نکرده بودم. تا این که فیس بوک سبب خیر شد تا  دیدار همکلاسی های قدیم شکل بگیره اونم بعد از ۱۰ سال.  خلاصه کلی شب خاطره انگیزی بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 6:9 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

فیروز توفیق پدر برنامه ریزی اقتصادی در ایران است. رییس سازمان برنامه و بودجه و وزیر مسکن در دهه ۵۰ بوده. حالا ولی به عنوان کارشناس با وزارتخانه ای که وزیرش بوده کار می کنه. با فیروز توفیق که در ایرنیکا هم مطلب داره. مرحوم حسین عظیمی شاگردش بوده و کتاب های فارسی در حوزه برنامه ریزی اقتصادی و داده-ستانده مال فیروز توفیقه. خلاصه خیلی ازش خوشم میاد. مدت ها بود که می خواستم باهاش گفت و گو کنم که به کمک دوستی ممکن شد. گفت و گویی دو ساعته که بازخوانی ۶۰ سال برنامه ریزی اقتصادی در ایران بود. یک قسمت کوچیکش رو امروز در روزنامه خبر منتشر کردم ولی کلی از مصاحبه مونده که من تنبل از نوار پیاده نکردم. اون قسمت کوچیک اینجاست. کلیک کنید.

+ نوشته شده در  شنبه 29 فروردین1388ساعت 6:48 بعد از ظهر  توسط علی حق  |