تبليغاتX
1984

1984

اقتصادی، سیاسی، ادبی و کارگری

 

جمشيد پژويان در طول 12 سال گذشته استاد بلامنازع بخش عمومي در ايران بوده است. او در طول اين مدت که کرسي استادي اقتصاد با گرايش بخش عمومي را به دست آورده، تاثيرگذارترين پژوهش ها را در اين حوزه انجام داده تا کتاب هاي او به عنوان مرجع اصلي بخش عمومي اقتصاد در دانشگاه هاي سراسر کشور تدريس شود. با او در مورد عملکرد مالي دولت نهم در طول يک سال و نيمي که از روي کار آمدن آن مي گذرد، گفت وگو کردم. دکتر پژويان با وجود کسالتي که در طول مصاحبه آزارش مي داد، يک ساعتي از نگاه يک استاد بخش عمومي به نقد دولت پرداخت. پاسخگو بودن دولت در قبال هزينه هايي که براي خود تعريف کرده و ناکارايي سياست هاي عدالت گراي دولت اساس نقدهاي او را تشکيل مي دهد. او در پايان الگويي هم براي فقرزدايي در ايران ارائه مي کند. الگويي که مبناي پژوهشي آن را براي مرکز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي انجام داده ولي به دليل تغيير حزب حاکم بر مجلس مطالعات او معدوم شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 30 دی1385ساعت 0:57 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

تا کنون از عباس هشی گفت و گو هاي کوتاه که با خبرگزاري ها انجام مي شود از سوي روزنامه ها منتشر شده است. با او در خصوص روند تاريخي تصويب و اجراي قانون ماليات ها در سال هاي بعد از 1357 به گفت وگو نشستم که با تسلطی بی نظیر در مورد نقش اقتصاد زیر زمینی و نمایندگان آنها در به انحراف کشاندن قوانین مالیاتی کشور سخن گفت. این گفت و گو یکی از معدود گفت و گو هایم بود که کاملا به دلم نشست و روزهای آخر هفته گذشته در روزنامه اعتماد چاپ شد البته آن را پیشتر برای روزنامه شرق انجام دادم که حتی عمر روزنامه روزگار هم به انتشار آن کفاف نداد: 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 30 دی1385ساعت 0:42 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

علی اصغر عطاریان خریدار 60 درصد سهام هپکو به مبلغ 38 میلیارد تومان بعد از محمد رستمی خریدار 293 میلیارد تومانی سهام بانک پارسیان لقب دومین ناکام بزرگ بخش خصوصی را در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد از آن خود کرد. آیا او هم به زودی به عنوان مفسد اقتصادی معرفی خواهد شد؟

گزارش کامل ماجرا را که تیتر یک روزنامه اعتماد فرداست و کار همکارانم امیر لعلی و اعظم گلبری است، بخوانید:   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 30 دی1385ساعت 0:21 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

این هم مطلب من و حمزه حسینی که به تبعات تشرف وزیر صنایع و معادن به حج تمتع می پردازه : علی طهماسبی مرد شگفت انگیزی است. ارتقاء از سطح کارشناسی مرکز پژوهش های مجلس به مقام وزارت صنایع و معادن در سال گذشته پایان شگفتی های او نبود. او امسال نیز با تشرف به حج تمتع، مقام موثرترین حاجی را در تحولات اقتصادی کشور کسب کرد...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 29 دی1385ساعت 2:52 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

سال 1374 دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی. مهرماه. چند روزی از ورودم به دانشگاه نگذشته بود که با "محمد رضا ف"، همکلاسی خوبم آشنا شدم. او عقاید چپ داشت، عاشق مارکس بود و سیبیل پرپشتی هم داشت. به همین خاطر برای من که اون روزها عاشق ادبیات و فلسفه بودم، شخصیت جذابی محسوب می شد. بحث های داغش با آخوندی که به ما در ترم اول معارف اسلامی درس می داد، کلی خوشایند بود. از این جهت که من روحیات به شدت مذهبی داشتم و او با جسارتی مثال زدنی گاه اصول اعتقادی امثال من را به چالش می کشید و خداوکیلی یک موقع هایی مدرس معارف اسلامی جلوش کم می آورد. البته او همراهی به نام، اگه اشتباه نکنم "محمد رضا ب " هم داشت. الان که فکر می کنم برام جای سوال داره که اون روزها چرا اینقدر دانشجوی چپ تو دانشکده ما وجود داشت. اونها جلسه های مشترک داشتند و کلی آتیش می سوزندند. تریبون آزاد به هم می ریختند و انتخابات تحریم می کردند و...

از محمد رضا 7 سالی بود که خبری نداشتم تا این که با کامنتش در یکی از مطالب وبلاگم مواجه شدم. کلی خوشحال شدم. او الان در حال گذراندن تز دکترای خود در باب اقتصاد سایه و رانت نفت در اقتصاد ایرانه. اما می گه، وقتی به آلمان اومدم و دیدم که کمونیست ها چه به روز آلمان شرقی آوردن و وقتی که فهمیدم از مارکس هم جز سبیلی و چند جمله ای نمی دونستم، عوض شدم.

محمد رضا! صادقانه برات آرزوی موفقیت می کنم و مشتاقانه در انتظار دیدار دوباره هستم.

+ نوشته شده در  جمعه 29 دی1385ساعت 1:54 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

" سلام علي! خوبي؟" تا مي خوام جواب بدم فوري مي گه:" يه زحمت داشتم، يه ليد* داري برام بفرستي؟" اول فكر كردم كه اشتباه مي شنوم، پرسيدم:"چي؟" گفت:" ليد. يه گزارش خبري نوشتم ليد نداره. يه ليد اگه برام بفرستي ممنون مي شم." اصلا هم شوخي نمي كرد، سوال كردم:" آخه موضوع گزارشت چيه؟" جواب داد:" وقت ندارم توضيح بدم. بايد مطلبم رو زود رد كنم. گفتم حتما ليد تو دست و بالت داري." شاخ كه چه عرض كنم، دو تا كوه البرز رو سرم سبز شده بود و با همين حالت گفتم:" نه، شرمنده ندارم."

حداقل 4 سال از اون روز مي گذره ولي هنوز هم نتونستم معني اين مكالمه با يك همكار رو بفهمم.

*ليد: مقدمه خبر، گزارش يا گفت و گو كه اشاره به اصل موضوع و اهم يا خلاصه آن دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 دی1385ساعت 1:55 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

امروز ... پس از بازگشت از دزفول با خبرهاي خوشي به روزنامه ... آمده بود. ... كه ديگر در هيچ روزنامه اي كار نمي كند، گفت:" قبل از اينجا رفته بودم روزنامه ... ، ... را ديدم، او به نقل از ... گفت كه شرق تا پيش از پايان زمستان رفع توقيف مي شود."

... هم كه امروز براي تازه شدن خاطرات ... به روزنامه آمده بود، از سوي يك منبع خبري ديگر اظهارات ... را تاييد كرد. اما آيا ... كه خود به توقيف شرق راي داده آدم قابل اعتمادي است؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 دی1385ساعت 7:8 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

گفت و گو با مسعود نيلي، مدير كل اسبق اقتصاد كلان سازمان مديريت و برنامه ريزي و از طراحان برنامه سوم توسعه كشور هميشه برايم درد سر ساز بوده است. امروز صبح با او قرار مصاحبه اي براي روزنامه اعتماد تنظيم كرده بودم. قرار شد با حمزه حسيني و امير لعلي در اين گفت و گو حاضر شويم. اول كار كه به راه افتاديم ماشين حمزه بنزين نداشت، دور ميدان آزادي بنزين زديم و به راه افتاديم ولي خروجي يادگارامام شمال بسته بود. خلاصه از كوچه پس كوچه به درب ورودي دانشكده اقتصاد دانشگاه صنعتي شريف رسيديم. حالا مساله اصلي پيدا كردن جا پارك بود كه نبود. بعد از دو دور چرخيدن جاي پاركي پيدا شد. از ذوق زدگي همين مساله با يك پيكان آردي تصادف كرديم و ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 دی1385ساعت 6:13 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

صفحه ها بسته شده بود و دیگه داشتم آماده دل کندن از روزنامه می شدم که سعید لیلاز سر زده وارد تحریریه شد. دیگه حاشیه نمی رم چون باید امشب مطلب ضمیمه آخر هفته روزنامه(رویداد) رو بنویسم، پس بخونید تحلیل لیلاز رو از اوضاع اقتصادی کشور:" افزایش قیمت مسکن به این دلیل که برخی آقایون وابسته به برخی نهادها یعنی ... از محل تسهیلات صنایع زود بازده و حساب ذخیره ارزی وام های کلانی 6 درصدی گرفتند و وارد عرصه دلالی مسکن شدند و ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 دی1385ساعت 1:11 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

تا می رسم داره با تلفن حرف می زنه، بلند، بلند. سعی می کنم بی تقاوت باشم ولی تلفنش هم که تموم می شه و سر اینترنت هم که می ره باز هم مشغول فک زدنه. هنوز داره فک می زنه که تلفن همراهش زنگ می خوره. حرف های صد تا یه غازش که تموم می شه. آویزون می شه که بچه ها نهار بخوریم، نه یک بار نه صد بار این جمله رو تکرار می کنه تا برای ساکت شدنش زنگ بزنم رستورانی تا غذا بیارن. بهش توصیه می کنم که به جای این همه حرف زدن کمی هم فکر کنه ولی جمله من رو قطع می کنه و می گه ناهار دیر شد. بعد هم شروع می کنه به گمانه زنی پی در پی که چرا ناهار دیر شده. برای این که این سوژه رو برای حرف زدن ازش بگیرم دوباره با رستوران تماس می گیرم که کمی عجله کنند. همین موقع ناهار می رسه. وقتی می خوام با این خیال که گرسنه است و بی حرف غذاشو می خوره اولین قاشق رو بلند کنم، هی می پرسه، غذا چند شد؟ می گم تو رو خدا حرف نزن من غذا تو حساب می کنم. اما همین جور حرف می زنه... ساعت 8 شب شده و می خوام راه بیفتم به سمت خونه ولی اون که دیگه سوژه برای حرف زدن کم آورده زنگ زده به یکی از همکارها و با تقلید صدا داره اذیتش می کنه. خلاصه این که از آدم های پر حرف بدجوری گریزونم حالا می خواد بهت بر بخوره یا نخوره ولی تو رو به خدا اینم سوژه نکنی برای وراجی فردا صبح که اصلا اعصابشو ندارم.

+ نوشته شده در  شنبه 23 دی1385ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

به این میگن وبلاگ نویس. کافیه به این لینک مراجعه کنید تا به شما هم اثبات بشه که هر وبلاگ نویسی این قدر برای نوشتن یک مطلب وقت نمی ذاره اونم وقایع نگاری اقتصادی سال 2006. البته مقدمه ای هم که نوشته کم از یک معرفی کتاب حسابی نداره. حاجی خسته نباشی.

+ نوشته شده در  جمعه 22 دی1385ساعت 4:10 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

شاخص كل بورس اوراق بهادار تهران 10 و 38 دقيقه امروز براي دومين بار در طول کمتر از يك سال از مرز رواني 10 هزار واحد سقوط كرد و وارد محدوده 4 رقمي شد. پيشتر در جريان معاملات روز 16 بهمن ماه گذشته شاخص كل بورس سهام تهران از مرز 10 هزار واحد نزول كرده بود. شاخص كل بورس تهران 285 روز در محدوده چهار رقمي قرار داشت تا اين كه در جريان معاملات روز ۲۲ آذر ماه گذشته  از مرز 10 هزار عبور كرد. ولي اين روند تنها ۲۸ روز دوام داشت. شاخص كل بورس تهران در آذر ماه سال 1383 بيش از 13800 واحد بود ولي تا سوم تير ماه ۱۳۸۴ شاخص كل به حدود 12 هزار و 500 واحد رسيد. علت اصلي اين افت افزايش التهاب هسته اي بود و نگراني از شكست اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري. با پيروزي محمود احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري سير نزولي اين شاخص تشديد شد تا در فاصله 2 هفته پس از پيروزي او اين شاخص بيش از 250 واحد كاهش يافت. با روي كار آمدن دولت او سير نزولي شاخص كل بورس تهران ادامه يافت تا در بهمن ماه گذشته از مرز رواني 10 هزار واحد تنزل كرد. كارشناسان بحراني شدن روند بررسي پرونده هسته اي و سياست هاي اقتصادي غلط دولت را آن گونه كه بانك مركزي نيز پيشتر در گزارش هاي خود بر آن تاكيد كرده را علت اصلي بحران ركودي بورس تهران مي دانند. بدين ترتيب بيش از 66 درصد افت شاخص كل در طول 2 سال گذشته در دوره احمدي نژاد اتفاق افتاده است. اما با وجود اين شواهد كه نشان از تاثير پذيري بورس تهران از تحريم شوراي امنيت و التهاب هسته اي دارد، رييس سازمان بورس تهران همچنان بازار سهام را بي توجه به پرونده هسته اي مي داند و به شعور سرمايه گذاران توهين مي كند و از آنها انتظار دارد كه بدون توجه به عوامل افزايش ريسك به معامله سهام ادامه دهند. آيا وقت آن نرسيده تا با تدبير سياسي از ادامه خسارت هاي اقتصادي بحران هسته اي جلوگيري شود؟  آیا سقوط پیاپی بازار سرمایه کشور نشان دهنده شکست سیاست های اقتصادی وسیاسی دولت نیست؟ اگر نیست پس چرا آقایان هر وقت که شاخص قدری افزایش می یابد از آن به عنوان دما سنج اقتصاد یاد می کنند و همه چیز را بر وفق مراد می خوانند؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 دی1385ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

امروز در مورد وضعيت علي فرحبخش با يكي از اعضای هيات مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران صحبت مي كردم. او گفت كه محمود عليزاده طباطبايي وكالت علي رو بر عهده گرفته. طباطبايي گفته كه در طول 6 هفته اي كه از بازداشت اين روزنامه نگار اقتصادي مي گذره تا حالا دو بار معده اش خونريزي كرده و در چنين شرايطي اعترافات سنگيني هم از او گرفته شده. گفته مي شه كه اتهام علي فروش اطلاعات به بيگانگان و جاسوسي است. تا آنجا كه علي را مي شناسم نه به اطلاعات ويژه اي دسترسي داشته و نه شخصا روحيه اين كار ها رو داره ولی الان ۶ هفته است که پس از بازگشت از یک سمینار خارجی در فرودگاه مهرآباد بازداشت شده. براي آشنايي با علي فرحبخش مطالب محمد جواد روح  و محمد طاهري رو بخونيد.

  

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 دی1385ساعت 8:22 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

عصر امروز نام حسینی بر صفحه تلفن همراهم حک شد، اول فکر کردم حمزه است و خبری یا تیتر مطلبی را فراموش کرده که یادآوری کنه و تماس گرفته. اما صدای مسوول اطلاع رسانی سازمان بورس و اوراق بهادار آن طرف خط با من پس از سلام بلافاصله گفت:" ما ز یاران چشم یاری داشتیم، آقا این چه مطلبی بود که امروز نوشتید؟" اول فکر کردم که چه آدم با هوشیه که می دونه ما امروز چی نوشتیم ولی بعد متوجه شدم که منظور اینه که این چه مطلبیه که چاپ شده. البته بیشتر که صحبت کردیم فهمیدم که منظورش مطلبیه که  روز چهارشنبه پیش چاپ شده و بنده خدا که مسوول اطلاع رسانی هم هست تازه خونده. بعد هم توضیح داد که فردا براتون جوابیه می فرستم. پاک متعجب شده بودم چون این آقا مطلب رو چهار روز دیرتر دیده بود و تصمیم داشت که در روز تعطیلی روزنامه جوابیه ارسال کنه. معلوم بود که خیلی به کار اطلاع رسانی و مطبوعات آشناست. پرسید:" کدام دوره قبل از این دوره اینقدر در حوزه بورس اطلاع رسانی شده؟" گفتم:" البته شما که تا کنون در اطلاع رسانی بورس حضور نداشتید ولی به نظر من پیشتر اطلاع رسانی سریعتر و دستیابی به اخبار راحت تر بود."
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 دی1385ساعت 1:23 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

هيات دولت در طول جلسه 6 ساعته خود در استان خوزستان توانسته 200 مصوبه را مطرح و نهايي كند. بدين ترتيب، جلسه دولت با كسب ركوردي تازه در هر يك و هشت دهم دقيقه يك مصوبه داشته است. اصل خبر و متن مصوبه ها:

نگاهي به مصوبات هيات دولت

بخش اول

بخش دوم

بخش سوم

بخش چهارم

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 6:4 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

ديروز يكي از اعضاي شوراي مركزي حزبي كوچك كه مدعي اصلاح طلبي است، سر زده به روزنامه اعتماد آمد تا به رسم دوران دانشجويي با هم گپ بزنيم. پس از احوالپرسي به سرعت محور صحبت ها را به سمت وضعيت بد مالي حزب كشاند و گفت:" مي دوني كه حزب "ك" حياط خلوت آقاي "ك" است و اگه اين جا نباشه هيچ جا راش نمي دن. اونقدر هم مغروره كه نمي خواد بره از "خ" طلب كمك كنه. تعجب نكن اوضاع ماليش بد شده. راستش يه 120 ميليوني داده بود به يكي از همين هايي كه مدعي شركت مضاربه اي هستند و ماهي 3 تا 4 ميليون مي گرفت و هزينه هاي حزب و روزنامه كم خرج حزب رو تامين مي كرد. اما طرف تو زرد از آب در اومد و پول رو بالا كشيد. حالا "ك" مونده و حوضش. وضع روزنامه حزب هم خوب نيست ولي مي خواد متحولش كنه. ولي وقتي بهش گفتم تو و جواد بياين و به روزنامه سر و شكلي بدين، گفت، اونا خائنن و عليه من مطلب زدن و جاسوسي من رو كردن. اما مهم نيست بياين قايمكي بدون اين كه اون بودنه با اسم جعلي مطلب بدين. مطمئن باشيد آينده از آن اين حزبه كه هنوز پرونده سياهي نداره. حق داري دلخور باشي چون هر وقت كه پول نداريم ياد تو مي افتيم. راستي بذار برنامه اي كه براي روزنامه نوشتيم رو بخونم و...."

اصلا سعي نكردم حرفش رو قطع كنم چون اونقدر حرف هاش مزخرف بود كه ترجيح دادم زودتر تموم بشه و برگرده پيش همون كسي كه در دوران مديريتش با بي تدبيري زمينه به وجود آمدن كارگران قراردادي رو فراهم كرده و ... حالا هم مدعيه كه پرونده سياهي نداره؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 11:43 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

در پي انتشار تصاوير ديدار باقر قاليباف با محمود احمدي ن‍ژاد از سيماي جمهوري اسلامي، اخبار موثق از مباحث مطرح شده در اين ديدار حاكي است كه رييس جمهوري به دلجويي از شهردار تهران براي پايان دادن اختلاف به وجود آمده ميان اصولگرايان در جريان انتخابات اخير شوراها پرداخته است. همچنين او براي زمينه چيني به منظور تسلط دوباره بر شوراها و شهرداري تهران به قاليباف پيشنهاد كرده تا مسووليت سفارت ايران در ژاپن را بپذيرد. گفته مي شود، قاليباف در پاسخ گفته كه حتي اگر سفير طرقبه( محل تولد و رشد و نمو شهردار در مشهد) شوم حاضر نيستم سفير دولت شما شوم. بدين ترتيب در ادامه جلسه قدري از لطافت بحث هاي دو جانبه آنها كاسته مي شود. گفته مي شود رييس جمهوري با بيادي از دوستان سابق خود كه هم اكنون در طيف قاليباف به شوراي شهر تهران راه يافته نيز مذاكراتي براي تفاهم و همسويي دوباره داشته است. بر اين اساس به نظر مي رسد تلاش هاي رييس جمهوري كه در يك سال و نيم گذشته نشان داده هنوز هم علاقه خاصي به سمت شهرداري تهران دارد، طي روزهاي آينده با ورود واسطه هاي جديد ادامه داشته باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 دی1385ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

چرا همه مديران دولتي فكر مي كنند كه يه روزي روزنامه نگار بوده اند؟ طرف كه پستش رو مثل سلطنت از باباش به ارث برده، حالا از كله سحر تا بوق سگ هي به جون من غر مي زنه كه آي تيتر غلطه، خبر بد تنظيم شده و ...بعد كه به روش لبخند مي زنم، با قيافه حق به جانب مي گه:" به هر حال ما خودمون اين كاره ايم." حالا كجا و كي؟ همه مي دونند كه ...

ديگه داره حالم از اين وضع بهم مي خوره مي خواي اين رو مي نويسي مي گي به فلاني بر مي خوره، مي خواي اونو بنويسي مي گي به فلانيه بر مي خوره. كلي خبر مياد و ميره نمي شه نوشت. مرده شور اين سانسور و خود سانسوري و ... ببرن. مدت هاست كه مي خوام تحليلي در مورد ريشه ماركسيستي در افكار ليبرال هاي دو آتيشه بنويسم، مي گم ارزش رفاقت بيش از اين هاست. فكر كنم در اين وبلاگ رو بايد گل كرفت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 دی1385ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

نمی دونم چرا فکر کرد من اونقدر باهوشم که یادم مونده دیشب موهاش مشکیه فرفری بود. صبح که از در اومد تو بی مقدمه گفت:" از کله صبح آرایشگاه بودم." متعجب پرسیدم:"چرا؟" گفت:" برا همین که موهامو مش کنم و براشینگ کنم." تازه یادم افتاد که قیافه دیشبش این جوری نبود. اما اون که گفته بود، صبح می رم بیمارستان تا جواب آزمایشمو بگیرم؟! فکر کنم فهمید که دارم گیج می خورم پس شروع کرد به سوال پیچ کردن من. پرسید:" راستی من با شما اقتصاد کلان پاس کردم. قیافه من براتون آشنا نیست؟" گفتم:" چهار سال از اون دوران گذشته، عکس دوران دانشجویی تو داری؟" به سرعت از کیف پولش یه عکس بیرون آورد. شکم بیشتر شد. چون عکس متعلق به دختری بود که موهای قهوه ای و صافش از زیر مقنعه زده بود بیرون.

تا اومدم چیزی بگم، گفت:" 12 شدم یعنی مطمئنم کمتر از 10 نوشته بودم، فکر کنم سفارش رسول جواب داد، نه؟" تازه شناختمش. باورم نمی شد که همون دختر شر و شور دانشگاه قزوین بود که رسول حسابی عاشقش شده بود. اما چرا اینقدر شکسته؟ فکر کنم فهمیدم چرا نامزد رسول رو تا حالا کسی ندیده بود. تا حواسم به دیدن گزارش سی.ان.ان از اعدام صدام گرم می شد، رسول در گوشی بهش می گفت:" دیگه تموم شد، شیمی درمانی جواب داده، تو خوب شدی."

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 دی1385ساعت 2:0 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

معلوم نیست اگه در صدور حکم برکناری مدیر عامل بانک پارسیان حق با بانک مرکزی بوده، چرا ابراهیم شیبانی، رییس کل بانک مرکزی، اینقدر گوشه گیر شده. تا الان سه بار از طرف اتاق بازرگانی تهران برای حضور در جمع فعالان بخش خصوصی دعوت شده ولی جرات نکرده در این جمع حاضر بشه. یعنی از دو ماه پیش که نتونست اعضای اتاق بازرگانی ایران و نمایندگان مجلس رو برای برخورد غیر قانونی با بانک پارسیان قانع کنه، احساس شرمندگی بهش دست داده؟

+ نوشته شده در  شنبه 9 دی1385ساعت 11:50 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

دلم برای کشکول پدر بزرگم تنگ شده، همون کشکولی که آخرین خاطره اش باز می گردد به زمانی که عموی ۶ تیغه ام در اعتراض به سنت های یک خانواده درویش مسلک با لگدی پر ضرب از خانه به دورن باغچه شوتش کرد و به چه بهانه کوچکی این کار را کرد. او از سبیل بدش می آمد اما چه درویش مرد. بعید می دانم نسل بعد از او هم درویش نمی رند. مشکل ریش و سبیلی که هنوز داریم نیست، آن سنت ها و باورها هنوز سنگینند و نماد هایش هنوز دلتنگ کننده. ۱۶ سال از مرگ او گذشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 دی1385ساعت 0:32 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

" من فکر می کنم، هرگز نبوده قلب من اینگونه گرم و سرخ

احساس می کنم، در بد ترین دقایق این شام مرگ زای

چندین هزار چشمه خورشید در دلم، ..."

تصورش برایم سخت بود ولی دیگر می شود، شعر چشمه خورشید " احمد شاملو" را با صدای "علیرضا عصار" و موسیقی نواخته شده توسط ارکستر سمفونیک لندن به رهبری " شهرداد روحانی" گوش کرد.

بعد هم به طور پیاپی 6 اثر به نام " بن بست"(افشین یداللهی)، "هویت"(شاهکار بینش پژوه و افشین یداللهی)، "خواب آخر"(شاهکار بینش پژوه)، "نهان مکن"(مولانا)، "بغض"(افشین مقدم) و "گون"(شفیعی کدکنی) از سوی عصار به آنانی که به قول شاملو، صداقتشان در این برهوت شک و بدگمانی چون شبچراغ می درخشد، تقدیم می شود. آلبوم " نهان مکن" را از دست ندهید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 دی1385ساعت 10:42 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

وزير نفت دولت نهم يك هفته ای حرف خود را پس گرفت و اعلام كرد كه تحريم شوراي امنيت هيچ تاثيري بر صنعت نفت كشور نخواهد داشت. يك ماه پيش بانك مركزي دليل كاهش رشد اقتصادي سال جاري را كاهش سرمايه گذاري در صنعت نفت و به تبع آن كاهش توان استخراج ايران اعلام كرد. چهارشنبه هفته گذشته سيدکاظم وزيري هامانه ، وزير نفت دولت احمدي نژاد، درباره کاهش سرمايه گذاري خارجي در پروژه هاي صنعت نفت ايران پس از ماه ها مقاومت تسليم شد و لب به اعتراف گشود و گفت:" در حال حاضر شرکت هاي بزرگ نفتي و موسسات مالي و اعتباري خارجي در انتظار حل مسائل سياسي ايران هستند به گونه يي که ايران در تامين مالي پروژه هاي خود با مشکل مواجه است."

در همين حال مديرکل دفتر سرمايه گذاري خارجي وزارت امور اقتصادي و دارايي از کاهش تقاضاي سرمايه گذاري اروپايي ها در ايران طي يک سال گذشته خبر داد. احمد جمالي در گفت وگو با نشريه داخلي وزارت امور اقتصادي و دارايي با اعلام اين خبر گفت:" براساس روند گذشته، بيشتر کشورهايي که از قاره اروپا هستند و به خصوص کشور آلمان بيشترين ميزان سرمايه گذاري خارجي را در ايران انجام داده اند اما در يک سال اخير چرخشي در سرمايه گذاران خارجي به وجود آمده است." وي در توضيح دليل اين چرخش اظهار داشت:" اين چرخش به دليل تغيير در سياست ها نبوده بلکه به دليل تحولات سياسي و اقتصادي بوده است."

با اين وجود وزيري هامانه امروز گفت:" تحريم شوراي امنيت هيچ تاثيري بر صنعت نفت كشور نخواهد داشت."؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 دی1385ساعت 10:4 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

هنوز بخش هاي خبري صدا و سيما اظهارات علي صالح آبادي، رييس سازمان بورس و اوراق بهادار، مبني بر اين كه صدور قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل عليه جمهوري اسلامي هيچ تاثيري بر بورس تهران ندارد، خوانده مي شد كه با شروع معاملات امروز، بازار سهام تهران با كاهش ارزش و حجم معاملات مواجه شد. جالب اين جاست كه يك روز پس از ابراز اميدواري صالح آبادي مبني بر اين كه رشد معاملات سهام ادامه خواهد داشت، حجم معاملات امروز بورس 70 درصد و ارزش معاملات سهام 55 درصد سقوط كرد. همچنين قيمت سهام 76 شركت كاهش يافت و 23 شركت با افت 2 درصدي قيمت سهام مواجه شدند. 2 درصد سقف كاهش قيمت سهام در بورس تهران است. ديروز تنها 33 شركت شاهد افزايش قيمت سهام بودند. شاخص كل بورس تهران هم 8 واحد كاهش يافته بود كه با بازگشايي شتابزده نماد معاملاتي شركت كالسيمين كه 20 واحد تاثير مثبت داشت، شاخص حدود 13 واحد افزايش بافت. جالب است که با وجود این که ساعت کاری بورس تا ساعت ۴ بعداز ظهر است اطلاعیه بازگشایی نماد شرکت کالسیمین ۹ دیشب بر روی سایت سازمان بورس قرار گرفته تا اوج استیصال سازمان بورس برای وارونه جلوه دادن اوضاع بازار نمایان شود.  البته رييس بورس پيش بيني كرده بود كه شاخص ها افزايش مي يابد ولي كاش اين افزايش دقيقا به اندازه افت ديروز شاخص كل نبود تا ترديد هاي دوباره در مورد دستكاري شاخص ها به وجود نمي آمد. گويا اين آقا توقع دارد، بورس تهران كه در دوره مديريت ايشان فيريز شده نسبت به وقايع كشور و جهان هيچ گونه علايم حياتي از خودش نشان ندهد و در فضاي ايزوله و انتزاعي مبادلات سهام ادامه داشته باشد. اين كه او تاكيد دارد كه بورس تهران نسبت به مسايل سياسي واكنش نشان نمي دهد در واقع توهين به شعور سهامداران است چون نمي شود كه سرمايه گذاري بدون توجه به ريسك هاي بيروني بازار سهام و تنها با تكيه بر تحولات چهار ديواري تالار بورس اقدام به سرمايه گذاري كند، مگر اين كه ديوانه باشد. هر چند تحريم اخير ايران هنوز در عرصه فناوري انر‍ژي هسته اي است ولي در صورت ادامه مقاومت ايران در برابر غرب احتمال دارد تحريم ها در دو ماه آينده افزايش يابد. پس هيچ گونه حتي با اطلاع رساني غلط هم نمي شود اذهان عمومي را منحرف كرد.  

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 دی1385ساعت 4:11 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

این مطلب رو که حمزه با همکاری دکتر احمد میدری  در روزنامه اعتماد نوشته حتما بخونید برای من که خیلی جذاب بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 دی1385ساعت 10:46 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

احسان که من رو به یلدا بازی دعوت کرده می گه که یک آقا سلمانی از اون ور آبها این بازی رو راه انداخته٬ هنوز انگیزش معلوم نیست ولی جالبه. دیشب خاطره هم منو دعوت کرد تا با وجود این که ۴ روزی از پایان بازی می گذره٬ بنویسم.

۱- بر خلاف همه چون از دوران بچگی و مدرسه به شدت متنفرم هیچ خاطره ای هم از اون دوران ندارم.

۲- در دوران دانشجویی یک بار به دلیل سرقت از اداره آموزش توسط همین دکتر شرکاء که رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی بود٬ اخراج شدم. ولی دو هفته بعد بازگشت به تحصیل خوردم.

۳- در همین دوران افتخار دارم که بارها از سر کلاس محمد ستاریفر٬ رییس اسبق سازمان مدیریت٬ اخراج شدم. احمد مجتهد هم افتخار داشت که ۳ بار به دلیل تقلید صدایش و موشک پرانی به سمت دختران دانشجو مرا از سر کلاس اخراج کرد. البته او از میان اساتیدی که مرا اخراج کرده تنها کسی است که هنوز پست داره و رییس پژوهشکده پولی و بانکیه بانک مرکزیه. موسی بزرگی اصل که الان از اعضاء ارشد حسابداران رسمی کشور و سازمان حسابرسی است٬ مفتخره که تنها استادی است که در دوران دانشجویی مرا با نمره ۵/۸ اندخته. به جز اصول حسابداری۲ دیگه هیچ درسی رو نیفتادم البته او هم یک بار مرا به دلیل این که به دخترها اعلام کردم که متاهله از کلاس اخراج کرد. اون موقع دانشجوی دکتری حسابداری بود. البته دکتر چراغی هم که الان در دانشگاه آزاد اصول مدیریت درس میده قبلا در علامه درس می داد که بعد از ارسال نامه انجمن که من خطاب به وزیر علوم نوشته بودم به جرم اهانت به ولایت فقیه اخراج شد.

۴- یک بار سر کلاس یکی از دختر ها به دلیل شلوغ کاری من در ته کلاس اعتراض کرد و من هم باهاش دهن به دهن شدم تا که مجبور شدم بهش فحش دادم. از من به دکتر شرکاء شکایت کرد و....۸ سال بعد در یک مهمونی با شوهرش وارد شد و منی را که از خجالت مرده بودم با افتخار به شوهرش معرفی کرد تا من مرده آب بشم. 

۵- من عاشق استاد ریاضی۲ مون بودم. در این دوران عشق و عاشقی شوهر بنده خدا که خلبان بود فوت کرد ولی باز هم اون عاشق من نشد. تنها درسی که ۲۰ شدم همین ریاضی ۲ استاد ف بود. بعد ها پشیمون شدم که کاش می افتادم تا بیشتر باهاش سروکار داشتم  چون ظاهرا که از من درسخون خوشش نیومده بود. بعدش عاشق استاد حقوق تجارتمون شدم که پسرش هم سن من بود. خانم ج من و دوست داشت ولی شوهرش هنوز هم زنده است.

مرسی که خاطرات من از خود راضی رو خوندید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 دی1385ساعت 10:41 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

هر وقت که بیکار می شه یا یک اتفاق بد براش رخ می ده، مثلا همین امروز که کسی زیرآبش رو زده بود، شروع می کنه به تخیل پراکنی که اگه یک بار دیگه به دنیا می اومدم منم حتما آدم بدی می شدم. آخه چه معنی داره که آدم کمال پرستی باشم و اصلا باید قبل تر، نه! بعد تر، نه! همون قبل تر به دنیا می اومدم و....

امروز دیگه کلافه شدم و بهش گفتم:" تو رو به خدا این چند دقیقه ای که مجبوریم باهات باشیم رو کوفتمون نکن و بذار بگذره و مطمئن باش که اگه قرار بر دوباره اومدن بود من که ترجیح می دادم اصلا نیام ." پرسید، چرا؟ گفتم، چون ذاتا آدم افسرده ای هستم و از دنیا بیزار. دوباره پرسید، از کدوم بخش دنیا بیزاری؟ جواب دادم، از ذات احمقانه اش. دیگه خفه شد و می شد ادامه گفت و گوی مرتضی ایمانی راد رو در نقد سیاست توسعه صنایع کوچک دولت احمدی نژاد، (بخش اول) تنظیم کرد. ایمانی راد معتقد بود که ذات این سیاست احمقانه است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 2 دی1385ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

با وجود این که بیشتر حافظه اش را از دست داده ولی اولین شعر چاپ شده اش را که در یک نشریه دانشجویی بوده به خاطر داشت و در مقابل تقاضای من برای خواندن آخرین شعرهایش با عذر خواهی از عدم توان یادآوری آنها همان اولین چاپ شده اش را در سن 19 سالگی خواند:

نمی ریزد از شانه اشتیاق

گل عشق آبی ترین اتفاق

همین اتفاقی که وقتی رسید

دو چشمم به جز آتش آبی ندید

تو را گویم ای چشم باران سرشت

تو ای سیب ممنوع باغ بهشت

ببین با سکوتت چه ها کرده ای

چه آشفتگی ها به پا کرده ای و ...

آهی کشید و گفت:"چقدر روزی که این شعر چاپ شده بود احساس معروف بودن می کردم ...."

و من چقدر دلم گرفت و آرزو کردم زمان بایستد تا بیش از این خاطره از دست ندهم. خاطره هایی از جمله این که 10 سال پیش اساتید مسلم ادبیات او را فروغ زمانه قلمداد می کردند ولی بیماری فراموشی آن هم حادث از یک اتفاق ساده .... حالا او یک کارمند ساده شرکتی فعال در عرصه بازرگانی است؟!

+ نوشته شده در  شنبه 2 دی1385ساعت 0:24 قبل از ظهر  توسط علی حق  |