تبليغاتX
1984

1984

اقتصادی، سیاسی، ادبی و کارگری

 

بهار

هنوز تو هیجان تعویض خونه بودم. این که بالاخره از اون آپارتمان 52 متری خلاص شدم و قرار شده بود تو آپارتمانی 30 متر بزرگ تر زندگی کنم، خوشحال بودم. خوشبختانه قرض هام هم به قیمت تحمل بی پولی تو همون بهار تموم شد. اما بیماری مادر مبهوتم کرد، به طوری که حتی تا آخر زمستون راه علاجی براش پیدا نشد.

تابستان

فن اتاق گروه اقتصادی روزنامه شرق جواب نمی داد و هر روز با تحمل کلافگی گرما تند و تند برای صفحه های 12 و 13 می نوشتم. در انتظار خنک شدن هوا بودم که با توقیف شرق تابستون کوف تر از کوفتی شد که بود. حالا کی حال داشت به عروسیه باجناق جان بره!

پاییز

این اولین پاییز واقعی زندگیم بود. چون بر خلاف پاییزهای قبل که از خنک شدن هوا کلی ذوق می کردم، امسال کاملا افسرده بودم. هر چند برای موفقیت روزنامه روزگار جون سختی نشون دادم و به نمایندگی از امیر حسین و در غیاب برخی "همکاران حرفه ای گروه اقتصادی؟!" تا نصفه شب با امیر، بهراد، حمزه، عباس، خاطره، لیلا، بهناز و سام کار کردیم ولی بالاخره پس از 6 شماره انتشار باور کردم که بیکار شدم و تماس های تلفنی دوستان که جویای احوال بودند، بد جور عصبیم می کرد. مخصوصا این سوال که " شرق توقیف شده؟" بگذریم که برخی هم با خوشحالی این سوال رو پرسیدند. اما از آرش حسن نیا و علی میرزاخانی به خاطر ابراز همدردی شون که خیلی به دلم نشست، تشکر می کنم.

زمستان

رفته بودم بندرعباس و مشغول صفحه بندی یک نشریه محلی بودم که تلفنم زنگ زد و یک هفته بعد کارم رو در روزنامه اعتماد شروع کردم. اول و آخرش خیلی سخت بود. تلاش برای بلند کردن روزنامه ای که مرده بود و روزنامه خون ها تکلیفشون رو با لوگوی اعتماد که مدتی هم بود که به طور کامل با درخشش اعتماد ملی محو شده بود، روشن کرده بودند. اما بی دروغ از روز اول امیدوار بودم هر چند که هنوز هم برخی آدم های روزنامه بد فرم تو اعصابم راه می رن. با این حال آخر شاهنامه 85 خیلی خوش شد. روزنامه اعتماد که دیگه پس از 3 ماه، تیراژ و خواننده قابل توجهی پیدا کرده، تونست به همت امیر حسین و بچه ها سالنامه خوبی منتشر کنه و درست بعد 6 ماه انتظار روزنامه شرق رفع توقیف شد.

بهار

من الان در سفرم. واقعا به این سفر برای رفع خستگی احتیاج داشتم. حداقل 3 ماه بود که یک روز هم مرخصی و تعطیلی نداشتم. لابد یک ماه، بعد از بازگشت از سفر روزنامه شرق منتشر می شه و گروه اقتصادی روزنامه در گرماگرم کار تو فکر بازسازی وبلاگ گلشهره که سال پیش همین موقع ها راه انداخت. اما عباس یادآروی می کنه که مهلت دو ماهه شورای امنیت رو به اتمامه.

تابستان

باز هم دارم از گرمای اتاق رو به آفتاب بخش اقتصادی می نالم. در ضمن دولت نهم داره دو ساله می شه و بازار گزارش عملکرد نویسی دو ساله دولت گرمه. اما مگه این پیک ها که را به راه غذا برای مهرجو میارن، امون می دن که آدم کمی تمرکز کنه.

پاییز

دیگه وقتشه که یک ارزیابی از عملکرد اعضای تازه جذب شده گروه انجام بشه. فصل نقل و انتقال خبرنگارها هم شروع شده. آخر های فصل، سقوط بورس تهران هم سه ساله می شه.

زمستان

تا چشم به هم می زنی، نوبت تهیه مطالب سالنامه فرا می رسه ولی امسال چقدر با جون و دل همه کمک می کنند. برخلاف پارسال دیگه خیلی کسی ما چند نفری رو که رفته بودیم اعتماد، شماتت نمی کنه و دوباره همه باور کردند که کار ما روزنامه نگاریه تا ابد و در هر جا! یادش به خیر روزنامه اعتماد! حالا که سال 85 رو مرور می کنم، به این نتیجه می رسم که خوش شانس ترین آدم سال بهروز بهزادی، سردبیر سابق روزنامه اعتماد بود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 1:46 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

سود ماكزيمم ماهيانه سهام عدالت براي هر خانوار فقير 43 هزار و 586 تومان خواهد بود٬ فاز اول طرح واگذاري سهام عدالت با هدف رنگين كردن سفره فقرا با پول نفت در طول يك‌سال گذشته اجرا شد. هم‌اكنون چهار ميليون و 600 هزار ايراني 230 هزار ميليارد تومان از سهام سبد سهام عدالت را دريافت كرده‌اند، سبد سهامي كه شامل بخشي از سهام سه شركت صنعتي و معدني چادرملو، پتروشيمي شيراز و سيمان كارون است. مطابق اعلام رسمي رئيس هيات عامل سازمان خصوصي‌سازي پس از برگزاري مجامع عمومي اين شركت‌ها در تيرماه، توزيع اولين سود سهام عدالت از خردادماه سال 86 آغاز خواهد شد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 25 اسفند1385ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

يك سال زمان براي محمد جهرمي، وزير كار و امور اجتماعي، كافي بود تا با مسكوت گذاشتن تلاش‌هاي اصلاحي دو دولت محمد خاتمي، كانون عالي شوراهاي اسلامي كار منتقد را با درگير كردن در گردونه بي‌سرانجام بوروكراسي حذف كند و پس از انتصاب نمايندگان خود به عنوان نمايندگان كارگران، تشكيلات جديدي را سازماندهي كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 25 اسفند1385ساعت 4:7 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

ده سالی بود که سراغم نیومده بود. درست از همون روزها که پول ژتون غذای دانشکده رو نداشتم بدم و پیاده می رفتم خونه و برای پر کردن اوقات تنهاییم و برای فرار از کابوس بودنش کتاب می دزدیم.

حالا هم که اومده فقط می تونم بخوابم تا کمتر ببینمش. حتی سیم تلفن رو هم از امروز قطع کردم.

چون با اومدنش حتی امکان sms زدن رو هم ندارم، فقط می تونم سرش داد بزنم که:" آخه چه وقت برگشتنه اونم تو روزایی که فکر می کردم برای همیشه رفتی؟ کی گور به گور می شی بالاخره؟ اصلا هم برام مهم نیست تا حالا کجا بودی با کی بودی و چه غلطی می کردی. فقط گم شو!"

- "واقعا با بی پولی سر کردن خیلی سخته! حق داری ولی باید می فهمیدی که برای تو لیبرال افراطی شدن خیلی با خربزه خوردن فرق نداره."    

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 اسفند1385ساعت 2:12 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

امروز حدود ساعت 7:20 راديو فرهنگ برنامه اي در نقد فيلم 300 پخش كرد. مجري برنامه پس از اعلام اين كه اخيرا انيميشني عليه ايران از سوي آمريكا ساخته شده در تماس با دكتر س، عضو كميسيون فرهنگي مجلس نقد فيلم را آغاز كرد. دكتر س گفت:" اين فيلم در راستاي همان سياست نخ نما شده آمريكا براي تخريب چهره جمهوري اسلامي ساخته شده. آمريكا با اين كارها مي خواد جمهوري اسلامي رو تروريست پرور در ميان كشورهاي منطقه و مسلمانان جلوه بده و مجلس پس از فراغت از بررسي لايحه بودجه سال آينده بايد تصميمي در رابطه با اين فيلم اتخاذ كنه و شايد هم بهتر باشه فيلم در مجلس نمايش داده بشه. همان گونه كه آمريكا تلاش مي كرد شوروي رو با ساخت فيلم تخريب كنه حالا هم جمهوري اسلامي رو نشانه رفته در حالي كه اين آمريكاي جنايت كار و...."

مجري هم كلي تشكر كرد و به خاطر اين كه به بخش خبري 7:30 نزديك شده بود، با جناب دكتر و شنونده ها خداحافظي كرد. راننده تاكسي هم بعد از اين كه زير لب فحشي نثار كرد، نواري گذاشت و از من پرسيد:"

1-      مگه فيلم 300 انيميشنه؟ مگه جلوه هاي تصويري، كار سه بعدي-كامپيوتري و از اين جور حرفا مي شه انيميشن؟

2-      فيلم جنگ خشايار شاه چه ربطي به تخريب چهره جمهوري اسلامي داره؟

3-      يعني آقايون تازه حامي شوروي شدن؟

4-      نه مجريه و نه نمايندهه حتي تبليغ فيلم رو هم نديدند اون وقت برنامه نقد فيلم مي ذارن، حال كردي داداش؟

5-...."

چون فيلم رو نديدم، مثل آدماي همه چيز دون كلي لبخند تحويلش دادم و زود سرم رو كردم تو كتاب تا سوال هاش قطع بشه.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اسفند1385ساعت 9:22 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران، مهدي رحمانيان، مديرمسوول روزنامه شرق را به پرداخت جزاي نقدي محكوم كرد و حكم به رفع توقيف اين روزنامه داد. به گزارش ایلنا٬قاضي صارمي پس از رسيدگي به پرونده روزنامه شرق، مهدي رحمانيان، مديرمسوول اين روزنامه را به پرداخت نه ميليون ريال جزاي نقدي محكوم كرد. قاضي پرونده همچنين روزنامه شرق را نيز رفع توقيف كرد.

اتهامات مديرمسوول روزنامه شرق در اين پرونده نشر مطالب خلاف موازين اسلامي، توهين به افرادي كه داراي حرمت شرعي هستند، اشاعه منكرات و مطالب خلاف عفت عمومي، اهانت به دين مبين اسلام و مراجع مسلم تقليد، تحريف سخنان ديگران (سيدحسن نصرالله)، توهين به رييس‌‏جمهور از طريق چاپ كاريكاتور و تبليغ براي سازمان‌‏هاي مخالف نظام داير بر شكايت مدعي‌‏العموم، هيأت نظارت بر مطبوعات و بنياد حفظ و نشر آثار و ارزش‌‏هاي دفاع مقدس عنوان شده بود.

پيش از اين هيات نظارت بر مطبوعات در روز بيستم شهريور ماه سال جاري روزنامه شرق را با استناد به تبصره ماده 12 و بر اساس بندهاي 1، 2 و 4 به ويژه بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات توقيف كرده بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 12:0 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

دقیقا سه سال پیش بود که بحث واگذاری سهام شرکت مدیریت پروژه های نیروگاهی ایران(مپنا) پیش اومد. اون وقت من تو سازمان خصوصی سازی کار می کردم. خاطرم هست که خیلی در مورد این واگذاری بحث شد و نتیجه اکثر بحث هایی که من در اونها شرکت داشتم این بود که واگذاری و خرید سهام این شرکت ریسک بالایی داره چون:

1-      اول از همه مپنا اولین شرکت خدماتی و مشاوره ای مشمول واگذاری بود، مدیران وقت سازمان خصوصی سازی از متحمل شدن ریسک این واگذاری می ترسیدند. تا کنون شرکت های واگذار شده تولیدی و صنعتی بوده اند و بازار سهام تجربه واگذاری شرکت مشاوره ای رو نداره که مدیریت نیروی انسانی حرف اول رو تو شرکت می زنه.

2-      مساله مهم بعدی، ابهام در مورد نحوه قیمت گذاری این شرکت بود. چون مهمترین مزیت این شرکت نیروی کارشناسیشه  و به همین دلیل قیمت گذاری مرسوم شرکت ها که بیشتر متوجه سرمایه ثابت، دارایی ها و سود پیش بینی شده بود، ناکارآمد بود. به همین خاطر بحث اصلی در مورد نحوه قیمت گذاری واقعیه این شرکت بر اساس نیروی انسانی بود.

3-      همچنین این نگرانی وجود داشت که اگر کارشناسان این شرکت پس از واگذاری به هر دلیلی برکنار شوند و یا ترک کار کنند، اون موقع تکلیف شرکت و خریدارش چی می شه؟ لذا باید ریسک این سهم بالاتر از محاسبات اولیه در نظر گرفته بشه. البته به اعتقاد برخی کارشناس ها این بحث خیلی جای طرح نداشت چون مسوولیت آینده شرکت بر عهده خریدار و مدیران آینده دونسته می شد ولی لحاظ این ریسک در قیمت گذاری و قیمت پیشنهادی خریدار مبهم بود، چون مپنا به اعتقاد مدیران وقت سازمان خصوصی سازی یعنی یک عده کارشناس خبره و یک شرکت کارآمد که نباید بعد خصوصی سازی دچار افت کارآمدی می شد.

4-      جدال بعدی که از بحث بالا منتج می شد، مربوط به این بود که آیا باید در این گونه واگذاری ها سابقه مدیریتی خریدار عمده و آشنایی او به موضوع فعالیت شرکت لحاظ بشه یا نه؟ برخی می گفتند که این امر یعنی دخالت در امر واگذاری ها که اگه باب بشه می تونه زمینه ساز فساد در سایر واگذاری ها بشه و عده ای هم دولت رو نسبت به سرنوشت شرکت های واگذار شده مسوول می دونستند.

به همین دلایل واگذاری مپنا سه سال به تعویق افتاد و در عرضه هفته پیش هم نمی دونم قیمت پایه این سهم چگونه تعیین شده، به همون روش که سهام شرکت های صنعتی و تولیدی قیمت گذاری شده یا نه؟ همچنین باید به بازار حق داد که به خاطر ریسک بالای این سهم از خریدش اجتناب کنه، هر چند که شرکت فعلا سوددهی خوبی داره.

 

+ نوشته شده در  شنبه 19 اسفند1385ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

همانطور كه پيش بيني مي شد( مطلب حرف حرف وزير است) ميزان افزايش دستمزد كارگرها در سال آينده كمتر از 13 درصد تعيين شد. مطابق تصميم شورايعالي فرمايشي كار دستمزد تمام كساني كه از حداقل حقوق بالاتر است، سال آينده 10 درصد افزوده مي شود. همچنين حداقل دستمزد كارگران با 5/16 درصد افزايش نسبت به 157 هزار تومان امسال به 183 هزار تومان مي رسد كه حدود 40 هزار تومان نيز كمك هاي نقدي از جمله بن و حق اولاد و... به آن اضافه مي شود. وزارت كار اعلام كرده متوسط افزايش كليه سطوح دستمزدي در سال آينده 5/12 خواهد بود. بدين ترتيب در سال هاي پس از جنگ ايران و عراق اين اولين سالي است كه ميزان افزايش حقوق كارگران از نرخ تورم كمتر است. هم اكنون نرخ تورم رسمي اعلام شده توسط بانك مركزي تا پايان دي ماه 5/12 درصد است كه مطابق پيش بيني معاون اقتصادي بانك مركزي تا پايان سال به 13 تا 5/13 درصد مي رسد. بدين ترتيب از هم اكنون دخل كارگر ها حدود 1 درصد نسبت به خرجشان كسري دارد. اين علاوه بر شكافي است كه در سال هاي توقف رشد دستمزدها به دليل وقوع جنگ رخ داده و هنوز به طور كامل رفع نشده است. با اين حال دولت نهم وعده داده بود كه اين شكاف را با افزايش دستمزدها از ميان خواهد برد؟! شايد هم داريم به سال هاي جنگ نزديك مي شيم كه رشد دستمزدها داره كم مي شه.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

این پیام یک فمینیست در اعتراض به مطلب ممینیسته که در نقد های دو مطلب قبل می شه خوند:"همین امثال مردهای سنتی مثل شما مانع عقب ماندگیه زنان هستند. جالبه که روزنامه نگار هم هستید.(امضا حوا)" نمی دونم چون من سنتی هستم نفهمیدم این خانوم چی گفته یا واقعا فمینیست ها خودشون هم نمی دونند چی می گن. مانع عقب ماندگی شدن که خیلی خوبه. یعنی فمینیست ها می خوان عقب مونده بشن و ما مردهای سنتی نمی ذاریم؟ پس چقدر ما مردهای سنتی داریم به زنان خدمت می کنیم و خودمون هم خبر نداریم. پس باید به طور جدی تری با فمینیست مقابله کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اسفند1385ساعت 12:31 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

کاغذ رنگی به دو معناست اول این که امروز ترانه عیدی مرحوم فرهاد من را یاد سالنامه نوروزی روزنامه اعتماد می اندازه که بخش اقتصادیش رو امروز در قالب ۲۲ صفحه بستیم و راهی چاپ شد. تعریف نمی کنم چون سطحش بیش از تعریفه محمد طاهریه. اما معنی دوم کاغذ رنگی فروش نرفتن اوراق سهام شرکت مپنا در معاملات بورس امروزه. سهام شرکت مپنا با کلی تبلیغ امروز در راستای اجرای اصل ۴۴ عرضه شد ولی چون خریدار در خوری نداشت٬ معاملات ۳ درصدی هم که فروش رفته بود٬ باطل شد تا رییس هیات عامل سازمان خصوصی سازی خطاب به مردم بگه:" دیگه از بخش خصوصی حمایت نمی کنم. ما اصلا برای کسب درآمد های بودجه وابسته به فروش سهام نیستیم پس حالا که مردم نخریدند سهام را به خارجی ها می فروشیم." طبیعی است که غلامرضا حیدری کرد زنگنه باید اینقدر عصبانی باشه و حرف غیر منطقی بزنه. تازه او با متهم کردن تلویحی کارگزاری های بورس به اخلال در این معامله با ارایه تقاضاهای خرید ارزان٬ خواستار این شده که کلی مجوز کارگزاری صادر بشه و تامین جا و مکان فعالیت اونها با کردزنگنه باشه. اما فعالان بازار که از خرید مپنا امتناع کردند معتقدند که سهام این شرکت به دلیل بدهی بالا و وابستگی به وام های خارجی که در شرایبط فعلی تامین آنها در هاله ای از ابهام قرار داره٬ چندان ارزش خرید نداشته اون هم به قیمت مطلوب دولت یعنی هر سهم ۳۰۰ تومان. اکثر تقاضاهای امروز ۱۴۰ تومانی بوده.پس با تو بوق کردن یک شرکت کم سود نمی شه سهام به مردم فروخت٬ تبلیغ و بازار یابی برای سهام خوبه اما مردم در مورد اموری که به جیبشون ربط داره٬ گول نمی خوردند.گذشته از این اتفاق امروز نشون داد که این حرف کلی کارشناس ها که می گن برای اجرای اصل ۴۴ باید بستر سازی کرد٬ حرف بیراهی نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اسفند1385ساعت 7:43 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

نه تنها هیچ اعتقادی یه فمینیسم ندارم و بلکه از مقابله با فمینیست ها حمایت می کنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 7:9 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

"نظام الدین موحد" تنها خبرنگار ایرانی حاضر در دادگاه بررسی پرونده ملی شدن صنعت نفت در لاهه٬دار فانی را وداع گفت. خبر تکمیلی ایسنا را بخوانید:

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 1:51 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

قصه از این جا شروع شد که یک درخواست مصاحبه با محمد جهرمی، وزیر کار و امور اجتماعی، برای مدیر روابط عمومی وزارت کار ارسال کردم. مثل بقیه روابط عمومی های دولت نهم پاسخ دادند که انشاءالله که می شه و تماس نگیرید چون هر وقت جور شد، خبر می دیم. یک هفته ای گذشت و خبری نشد. تماش گرفتم که اگه نمی شه با صراحت اعلام کنید. گفتند، گفتیم که تماس می گیریم. بعد متوجه شدم آقای م-ع که قبلا روابط عمومی اتاق علینقی خاموشی بود، مشاور مطبوعاتیه وزیره و مدیر کل روابط عمومی عملا هیچ کارست. پس با آقای م تماس گرفتم و بعد از معرفی شناخت و قول همکاری داد ولی اول شرط کرد که خبرهای سایت وزارتخانه رو به طور مستمر کار کنم و علیه کانون عالی کارفرمایانی که وزیر منحل کرده خبر و مطلب بزنیم تا وزیر راضی بشه. دو روز بعد هم خبر داد که بعد از ظهر روز دوشنبه برم برای مصاحبه اما از من خواست که محور های مصاحبه رو ارسال کنم. یک روز بعد تماس گرفت که سوال ها رو هم بفرست. یک روز قبل مصاحبه تماس گرفت و گفت به احتمال 10 درصد مصاحبه کنسل می شه ولی دلخور نباش که اگه شد وقت دیگه ای هماهنگ می کنم. شب همون روز با سردبیر تماس گرفت و گفت که جناب وزیر گفتند به نظر من این ها می خوان من رو بپیچونند واز سر دبیر خواسته بودند که خبرنگار اعزامی توجیه باشه و سوال بی ربط نکنه. صبح روز دوشنبه تماش گرفتند که شاید مصاحبه کنسل بشه اگه تا یک ساعت دیگه تماس نگرفتیم یعنی این که نیا. پرسیدم چرا؟ گفتند که جلسه وزیر طول می کشه. گفتم که باشه من دیر میام. اما قبول نکردند. دیروز مطلبی علیه کانون عالی کارفرمایان ارسال کردند که چاپ کنم تا ناراحتی وزیر از انتقاد ما رفع بشه. امروز هم گفتند که خبری در حمایت از کانون فرمایشی کارفرمایان کار کنیم تا فرجی بشه و شکش نسبت به هدف مصاحبه بر طرف شه. هیچ کدوم از این خبرها رو کار نکردم چون واقعا اگه این کانون قانونیه چرا وزارت کار اینقدر نگران وجاهت اونه و وزیر در توجیه اقدام خودش تن به مصاحبه نمی ده؟ دوستی امروز تعبیر خوبی از اقدام وزارت کار در دخالت در امور تشکل های کارگری و کارفرمایی داشت، می گفت واکنش سازمان بین المللی کار نشون می ده که سرنوشت این پرونده هم مثل فداراسیون فوتبال می شه.

سازمان بین المللی کار به طور رسمی اعلام کرده که از دولت ایران به دلیل دخالت آشکار در تشکل ها و بی توجهی به حکم دیوان عدالت اداری مبنی بر غیر قانونی بودن انحلال کانون کارفرمایان، شکایت خواهد کرد. امروز گزارش کامل قضیه رو نوشتم که 12 روز دیگه رو وبلاگم می ذارم.

+ نوشته شده در  شنبه 12 اسفند1385ساعت 11:47 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

جلسه دوم رسیدگی به پرونده روزنامه شرق در حالی امروز به پایان رسید که هیات منصفه دادگاه مطبوعات با اعلام پایان رسیدگی به این پرونده٬ روزنامه شرق را در ۴ مورد متخلف دانست ولی شایسته تخفیف اعلام کرد. بدین ترتیب نهایت ظرف یک هفته آینده حکم قطعی دادگاه با عنایت به نظر هیات منصفه صادر خواهد شد. آگاهان امر رای هیات منصفه مطبوعات را منجر به لغو امتیاز این روزنامه نمی دانند و امیدوارند تا با اعلام جریمه نقدی و موعد توقیف موقت شرایط برای بازگشایی شرق فراهم شود. جزئیات رای هیات منصفه متعاقبا اعلام می شود اما خبر جلسه آخر از قول ایلنا.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت 7:5 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

"شرمنده امروز هم نمی تونم بیام"، " جبران می کنم"، "از فردا روزی ۱۰ ساعت می یام روزنامه" و آخرین sms هم از طرف یکی از دوستانه که نوشته " گفته واسطه شم تا امروز هم نیاد و به شغل دیگش برسه" دیگه روی این صاحب sms رو نمی شه زمین انداخت. برای صفحه هایی که داره مطلب و خبر رد می کنم، مثل هفته های قبل. نزدیک وقت صفحه بندی می رسه و کلافه و با عجله می ره صفحه ها رو نصفه و نیمه می بنده و می ره. ساعت ۸ شب شده، داریم صفحه یک رو می بندیم که تلفن زنگ می زنه و کسی از اون ور خط سراغ صفحه ۱۰ رو می گیره. همه می یوفتن دنبال صفحه ای که قرار بوده حداکثر یک ساعت قبل رد شده باشه ولی هنوز رد نشده. صفحه ساعت ۵ بسته شده ولی رد نشده. اول سانسور چی های روزنامه به کندی در سانسور متهم می شن ولی بعد رابط فنی تحریریه با فریاد مدیر پشت خط، اخراج می شه. نیم ساعت بعد پیرینت صفحه ۱۰روی میز تحریریه زیر انبوهی از کاغذ پیدا می شه که گویا کسی کلافه و با عجله رهاش کرده و رفته و به مقصد بخش تصحیح نرسونده. حالا معلوم نبود رابط فنی به دلیل قصور در رد گیری صفحه مقصره یا آقای کلافگی و عجله. هر چند یه موقع هایی از پیگیری ها و سماجت آقای رابط عصبی می شدم و آرزوی نبودنش رو می کردم ولی از این که به قول همکاری زیر چرخ دنده های نظام سرمایه داری له شده، ناراحتم مثل بقیه که داشتن با آقای رابط خداحافظی می کردند. حالا آقای فریاد مونده و دغدغه این که روزنامه فردا دیر توزیع می شه یا نه. ولی آقای کلافه که مدت هاست به قول خودش زیر چرخ دنده های سرمایه داری له شده، هی داره دست تو موهاش می بره و نسخه اینترنتی روزنامه رو می خونه. بعد هم یک سری به این وبلاگ می زنه تا این جمله رو بخونه که " آقا جون! جریمه سهل انگاری چه ربطی به چرخ دنده سرمایه داری داره؟ خسارت به سیستم بزنی و یه آبم روش؟" بلافاصله sms می زنه که " جریمه باید عادلانه باشه نه چرخ دنده ای" اما وقتی خودش رو خونین و مالین لای چرخ دنده احساس می کنه، سعی می کنه با یک تغییر ژست از کارگری به بورژوازی، پیپی آتیش کنه و به کتاب تازه ای که در مورد سرمایه اجتماعی خونده فکر کنه. اونقدر فکر می کنه که شنبه می شه و یادش می ره باید مطالبشو برای ویژه نامه نوروزی آماده می کرد. اما نمی دونه که نظام سرمایه داری دیگه چرخ دنده نداره بلکه چرخ گوشت داره و آدم رو هر جور که باید باشه شکل می ده اگه هم مقاومت کنه زیر بار کسری حقوق استخون هاش خورد می شه. پس ساعت رو برای پنج صبح کوک می کنه و می خوابه. خواب می بینه که داره از کنار کانال کوچه چهارم خیابون خواجه عبدالله انصاری رد می شه، یهو آقای رابط رو می بینه که خودشو پرت می کنه تو کانال آب. بی اختیار ماشینو می زنه بغل و بعد قفل کردن ماشین به سمت کانال می ره. در همین لحظه یادش می افته که موبایلشو تو ماشین جا گذاشته. بر می گرده و پنل ضبط ماشین رو بر می داره. دوباره که دم کانال می رسه. یادش می افته که اگه بپره تو آب توتون پیپش خیس می شه. پس دوباره بر می گرده و کاپشنش رو تو ماشین می ذاره. آقای کلافه تو خواب غلطی می زنه و خودش رو با آقای رابطه که ندیده چه جوری نجاتش داده، می بینه که کنار سفره دارن آب گوشت می خورن. همونطور که داره آواز جوادی می خونه با مشت می کوبه رو پیاز ولی مثل این که محکم می کوبه چون از درد دستش از خواب می پره و می تونه آواز ایرج رو با لب خونی مرحوم فردین در فیلم گنج قارون که شبکه ICC داره پخش می کنه، بشنوه. هدفون IPOD رو از گوشش در می یاره و دوباره سر به بالش می کوبه. سعید کنگرانی که زنگ در خونه گوگوش رو می زنه به خیال این که ساعتش زنگ زده از خواب پا نمی شه. تو چرت بعدی باز شروع می کنه به آبگوشت خوردن. من که به جای اون از فرت نوشتن آبگوشت خوردنش حالم بهم خورده، ترجیح می دم در این بخش از روایت رسیور ماهوارشو خاموش کنم تا حداقل از شر فیلم های تکراریه ICC راحت بشه. بالاخره ظهر بیدار می شه و اولین نیم روزش رو بدون دیدن فیلم گوزن ها شروع می کنه پس دیگه به نظم سرمایه داری تن می ده و عاقل می شه.   

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اسفند1385ساعت 3:59 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

بنده خدا چهل و پنج دقیقه زور زد تا بتونه دندونم رو از جا بکنه. دستکش های خونیش رو که دیدم به اوج فاجعه پی بردم. بعد هم با سوزن و نخ 35 که به قول خودش فقط به درد بخیه زدن لحاف می خورد، بخیه زد و رفت تا با درد آرتروزش که می گفت به دلیل این دندون کشیدن بالا گرفته بسوزه و بسازه. هم دندونه نمی خواست در بیاد و هم من ته دلم راضی به از دست دادن اولین دندونم نبودم. چون جاش برای همیشه خالی می مونه مگر با رسیدن به 120 سالگی. الان هم اونقدر کلافه ام که نمی تونم بنویسم که رییس کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال که امروز 2 ساعت مهمونش بودم، چی گفت.  

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اسفند1385ساعت 0:21 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

ظهر امروز با کسی که تا کنون ۱۴ بار در اجلاس داووس شرکت کرده و تنها عضو بخش خاورمیانه در هیات مرکزی ۱۰۰ نفره داووس محسوب می شه، دیدار داشتم. موضوع گفت و گوی ما، مباحث مطرح شده در آخرین نشست داووس بود. موارد جالبی که به اونها اشاره کرد، این ها بود:

۱-      برای اولین بار کشورهای توسعه یافته در مورد روند جهانی شدن ابراز نگرانی کردند. به خطر افتادن امنیت شغلی کارگران غربی، افزایش فاصله طبقاتی و هجوم کالاهای کشورهای در حال توسعه که باعث به خطر افتادن صنایع اونها شده، علت این نگرانی بوده. همین طور مساله مهاجرت نیروی کار و حفظ هویت کشورهای توسعه یافته مهم قلمداد شده.

۲-      همسویی اعراب با آمریکا علیه ایران بی سابقه بوده. به طوری که اعراب وارد جنگ لفظی با ایرانی ها شدند و از حمله به ایران حمایت کردند. حتی پیشنهاد کردند که تعریف جدیدی از شیعه عرب و شیعه فارس ارایه بشه و خط کشی های جدیدی بین اعراب و فارس ها به وجود بیاد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اسفند1385ساعت 1:52 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

" ابوالفضل جهاندار به دو سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد." از خواندن خبر خبرگزاری کار ایران شوکه شدم. جهاندار حدود سال ۷۸ از اعضای شورای مرکزی انجمن دانشکده بیمه اکو دانشگاه علامه طباطبایی بود و از شش ماه پیش به دلیل شرکت در یک کارگاه آموزشی در خارج از کشور به همراه سعيد درخشندي٬ عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت و كيوان انصاري، عضو سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير بازداشت شده بود. جلسه محاكمه اين سه فعال دانشجويي، روز سي‌‏ام دي ماه سال جاري در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود و امروز این خبر منتشر شد:" سعيد درخشندي، ابوالفضل جهاندار و كيوان انصاري از فعالان دانشجويي به ترتيب به سه، دو سال و نيم و سه سال و نیم حبس تعزيري محكوم شدند...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 5 اسفند1385ساعت 2:17 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

تحليل آماري انتخابات روز گذشته اتاق بازرگاني و صنايع و معادن حاكي از پيروزي اصلاح طلبان يا ائتلاف تحول خواهان است. اين ائتلاف توانسته 23 كرسي(57 درصد) از 40 كرسي پارلمان بخش خصوصي را از آن خود كند. در اين ميان 9 كرسي(22 درصد) به كانديداهاي صرفا اصلاح طلب كه در 3 فهرست گروه هاي ديگر حضور نداشته اند، اختصاص يافته است. در مقابل فهرست انتخاباتي علينقي خاموشي، رييس 27 سال گذشته اتاق بازرگاني ايران، 17 كرسي(42 درصد) را به دست آورده است كه از اين تعداد تنها 7 كرسي(17 درصد) اختصاصي ائتلاف فعالان توسعه است. 2 ائتلاف نوآفرينان و خانه صنعت و معدن نيز هر يك به ترتيب 18 و 16 كرسي به دست آورده اند كه هيچ يك از اين كرسي ها اختصاصي نيست و كانديداهاي پيروز آنها جملگي در ائتلاف هاي ديگر هم حضور داشته اند...

    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اسفند1385ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

" حداقل دستمزد کارگران برای سال آینده کمتر از 5/13 درصد افزایش می یابد." با وجود این که هنوز کمتر از دو هفته به آغاز مذاکرات سالانه شورایعالی کار برای تعیین حداقل دستمزدهای سال 86 باقی مانده ولی از هم اینک باید فرضیه فوق را تایید شده قلمداد کرد. کما این که محمد جهرمی، وزیر کار و امور اجتماعی، همچنان بدون توجه به آراء شرکای اجتماعی دولت اعم از کارگران و کارفرمایان اعلام کرد که نرخ تورم معیار افزایش حداقل مزد کارگران برای سال آینده خواهد بود. این جمله بدان معناست که ماده 41 قانون کار جمهوری اسلامی حتی از سوی وزیر کار دولت عدالت طلب که با وعده افزایش قابل توجه حقوق کارگران روی کار آمده، دچار خوانش و اجرای ناقص خواهد شد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 12:40 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

دو روز که دنبال بهانه می گردم تا دعوایی راه بندازم و از روزنامه بزنم بیرون و برای همیشه دور اعتماد رو خط بکشم. دیگه بریدم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 اسفند1385ساعت 1:3 قبل از ظهر  توسط علی حق  |