تبليغاتX
1984

1984

اقتصادی، سیاسی، ادبی و کارگری

 

محمد رضا جان! بذار بگن طرفدار اوباش هاس، بذار بگن طرفدار بی بند و باریه ولي چه جور مي شه در برابر اين توحش و سركوب شهري بي تفاوت بود؟ آخه به چه جرمي و مطابق راي كدوم محكمه و قاضي با ما اين طور رفتار مي كنن. چرا به نام امنيت اجتماعي، امنيت، آزادي و آرامش همه رو به مخاطره انداختن. آيا نتيجه اين طور برخورد با اوباش ها، جاني بالفطره توليد نمي كنه؟ آيا نبايد به زودي انتظار رويت بي حجاب ها رو تو خيابون داشت؟ چرا به تشديد و بازتوليد ناهنجاري ها دامن مي زنند؟   

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 1:16 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

نیما نامداری دوست خوبم از من دعوت کرده تا در این بازی جدید بلاگستان یعنی معرفی تاثیر گذار ترین ها شرکت کنم. چشم نیما جان ولی چون نمی دونم چند تا باید بنویسم ببخش اگه طولانی شده:

1-      محسن قلی پور معلم مدرسه ام که به من خط، نقاشی، عکاسی و قرآن یاد داد.

2-      محمد جواد روح دوست مهربونم که به من خبر نویسی یاد داد و تو بیکاری ها دستمو گرفت.

3-      علیرضا محجوب که بخشی از هزینه تحصیلم رو تقبل کرد و برام بورس تحصیلی سازمان بین المللی کار گرفت و آخرش هم کمک کرد تا وارد روزنامه کار و کارگر شم.

4-      عیسی سحرخیز که تو روزنامه اخبار اقتصادی و دکتر ناطق پور که بهم اعتماد به نفس تو نوشتن دادند.

5-      اسماعیل محمد ولی که جذابیت های ادبیات و رمان رو و زیباترین جلوه های دوستی بی غل و غش رو به رخم کشید.

6-      بقیه اش هم که به توصیه پدرم با پرکاری تو کار روزنامه که عاشقش بودم و هستم، تا الان دوام آوردم و پله پله تا ....

7-      بعد از تاثیر گذاری همه این ها همسرم سر رسید و من رو پولدار و ثروتمند کرد.

از بقیه تاثیر گذارها هم هنوز بی خبرم ولی دوست دارم  احسان٬ خاطره ٬ محمد که می دونم خیلی حوصله این کار ها رو به خاطر مسوولیت گروه اقتصادی هم میهن نداره٬ بیان تو بازی.  

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 2:21 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

گزارشم در روزنامه شرق : محمود احمدی نژاد دو هفته پیش در جمع فرماندهان بسیج سراسر کشور ضمن انتقاد از ارایه آمارهای جعلی و دروغ اقتصادی در باب عملکرد دولت نهم گفت:" دولت در ابتدای کار 5/3 میلیون بیکار تحویل گرفت اما در سال های 84 و 85 یک میلیون و 950 هزار شغل جدید ایجاد کرد." این اظهارات در حالی بیان شد که مطابق گزارش رسمی مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در تابستان سال 84 یعنی در آستانه روی کار آمدن دولت نهم 9/10 درصد بوده است. جمعیت فعال کشور نیز در سال 84 توسط همین مرجع 22 میلیون و 300 هزار نفر اعلام شده است. بر این اساس تعداد بیکاران کشور همزمان با آغاز به کار دولت نهم 2 میلیون و 430 هزار و 700 نفر بوده است. مرکز آمار ایران در گزارش خود در خصوص نرخ بیکاری زمستان همان سال هم از رشد 2/1 درصدی این نرخ خبر داده است. بر پایه این گزارش نرخ بیکاری حدود 6 ماه پس از روی کار آمدن دولت نهم به 1/12 درصد رسیده است. بدین ترتیب جمعیت بیکار کشور با 267 هزار و 600 نفر افزایش به 2 میلیون و 698 هزار و 300 نفر در اواخر سال 84 رسیده است. از سوی دیگر مرکز آمار ایران ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 1:31 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

امروز که دیگه دیروز شده برای اولین بار رفتم روزنامه هم میهن، البته بر خلاف سوء تعبیرهایی، برای کار نه،  برای دیدن دوستانم و عرض تبریک تولید دوباره هم میهن. محمد طاهری عزیز که بسیار بهش مدیونم به پیشوازم اومد. بی تعارف از محمد قوچانی انتظار چنین برخورد گرمی رو نداشتم. ساعاتی با محمد جواد روح، دوستی که پای من رو به مطبوعات باز کرد، استاد اکبر منتجبی، احسان ابطحی، امیر عربی، رضای معطریان عزیزم، مهران کرمی، مهدی نوروزیان دوست داشتنی، علی خردپیر و .... بودن خیلی بهم خوش گذشت. به خصوص که امروز از اول صبح خیلی خسته بودم. تا یادم نرفته بگم که این جور که اکبر منتجبی می گفت، مطلب حرفه ای این سوء تفاهم رو ایجاد کرده که من قصد نقد کوچ دوستانم به هم میهن رو داشتم ولی ضمن تکذیب قوی این برداشت، تاکید می شود که بحث من کاملا عمومی و کلی بوده. همچنین از تمامی تنبل هایی که دو مطلب گذشته رو به خودشون گرفتن عذر خواهی نمی کنم. اما از مدیریت روزنامه شرق استدعا دارم که با تقاضای مرخصی بنده به شدت خسته تا پایان هفته موافقت کنند. امروز با این که با حس شاکی بودن نسبت به تمام آدم های دو رو برم بیدار شدم ولی نمی دونم چرا همه اون آدم ها از من شاکی بودن. اولیش علی سنگینیان، معاون شرکت بورس تهران بود که از تیتر و نحوه تنظیم مصاحبه مدیر عامل شرکت بورس شاکی بود و می گفت چرا ما رو مقابل دولت قرار دادی، ما نیاز به حمایت دارم، حالا یه چیزی گفته و .... این شاکی رضایت داد که طی دیداری مسایل پیش اومده رو حل کنیم. از انتشار متن مکالمه دومین شاکی و بقیه شاکی ها به دلیل پیش اومدن شاکی های دیگه معذورم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 1:14 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

واقعا تلفن همراه خوب چیزیه چون زنگش که به صدا دراومد از خواب پریدم و از این رویای آشفته ای که دیدم نجات پیدا کردم. آخه تو خواب هم باورم نمی شد که شد که می شه آدم تا این حد بی مسوولیت و بی تعهد باشه. نه یک نفر، نه دو نفر بلکه چهار نفر! پس دیگه قطعیه و اشتباه نمی کنم که می شه. از در که میان داخل، راستی می شه این رویا به حقیقت بپیونده یعنی بیان تو تا من هم بزنم به سیم آخر و یه نفس داد بزنم:" راستی مهمونی سونای زعفرونیه خوش گذشت؟ پیپ کشیدن بعد از چرت ظهر جمعه مزه داد؟ خرید از پاساژ ونک خوب بود؟ خوراک کوسه مزه داد؟ وبلاگ بازی خیلی جذابه، نه؟ تو شب نشینی ها حسابی پز روشنفکری و روزنامه نگاری دادین؟ لابد به همه مسوولان سابق سر زدین یا زنگ زدین و کلی هم فخر فروختین که دوباره روزنامه رو راه انداختین؟ واقعا که کم رویی هم خوب چیزیه. به خدا معرفت هم بد چیزی نیست. راستی یادتون نره آخر ماه نزدیکه و تو این ماه ما پنج نفر حسابی براتون کار کردیم تا حقوقتون رو تمام و کمال بگیرید و مثل این روزها همچنان خوش باشید. تازه حقوق ها رو می ریزن به حسابتون تا هیچ بهانه ای برای حضورتون تو روزنامه نباشه. اصلا سخت نگیرید الان هم اشتباه کردین اومدین...."  

+ نوشته شده در  شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 0:52 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

سه هفته اي ميشه كه نمي تونم همون آدم خونسرد قبل باشم. به سرعت جوش ميارم و قاطي مي كنم، دعوا مي كنم و زود هم به اين نتيجه مي رسم كه روحيه كار كردن رو از دست دادم و بايد خونه نشين بشم. فكرشو كه مي كنم دليل نامعقولي هم براي تصميمم پيدا نمي كنم. من فقط ديگه نمي خوام جور تنبلي و بی تعهدی بقيه همكارامو بكشم. زورم مياد كه من كار كنم و بقيه حالشو ببرن. امروز مصمم شدم كه تا آخر هفته بعد تكليف خودم رو معلوم كنم، فوقش بيكاريه و بي پوليه كه هميشه بوده ولي در عوض آرامشم رو به دست ميارم شايد تنبل ها هم مجبور شن يه كم بيشتر كار كنن.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 اردیبهشت1386ساعت 3:19 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

اگه اتفاق غیر مترقبه ای نیفته پس از انتشار امروز روزنامه هم میهن٬ شماره 856 روزنامه شرق به جای روز 21 شهریور ماه گذشته، فردا منتشر می شه. یعنی با 8 ماه و 3 روز تاخیر ناخواسته و ناحق شرق فردا صبح به کیوسک روزنامه فروشی ها بر می گرده. امروز همه تو شرق خوشحال بودند و پر هیجان. درست مثل روز اولی بود که یه روزنامه می خواد تازه متولد بشه. با تمام ناملایمات تیم شرق دوباره دور هم جمع شده البته 10 درصدی ریزش نیرو داشته ولی سرمایه انسانی که تو شرق شکل گرفته بود همچنان پر توان تر از قبل حضور داره. 4 صفحه اقتصادی  
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 اردیبهشت1386ساعت 11:0 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

مثل اين كه تو ايران تو هر روزنامه اي از اصلاح طلب و غير اصلاح طلب كه كار كني ناامني شغلي و بي توجهي به حقوق نيروي كار دست از سرت بر نمي داره.  اين روزها همكاران و دوستان من تو روزنامه جام جم دارن شرايط جديد كاري رو كه بهشون تحميل شده، تجربه مي كنن. گويا مدير مسوول اين روزنامه كه پيشتر عضو شوراي سر دبيري روزنامه رسالت و سر دبير خبرگزاري فارس بوده پس از دستور قطع غذا تصميم گرفته تا كارانه خبرنگاران رو هم كم كنه. گذشته از اين قرار شده تا با اكثر نيروهاي اين روزنامه قرار داد 3 ماهه بسته بشه و ديگه خبري از قرار داد دائمي تو اين روزنامه نباشه. چرا مدير مسوول روزنامه جام جم به خودش حق ميده كه كاهش درآمد آگهي اين روزنامه و فروش اون رو با كاهش حقوق خبرنگارهاش جبران كنه. آقاي مقدم مگه خود شما عضو اين صنف نيستيد كه به جاي اصلاح مشي مديريتي تون و كاهش هزينه هاي ضعف مديريت رسانه به خبرنگارها فشار مياريد؟ آيا فكر نمي كنيد، طرد كردن اساتيد روزنامه نگاري و روزنامه نگاران حرفه اي شاغل تو اين روزنامه و انتصاب سياسي افراد كم سابقه به جاي اونها باعث افت روزنامه اي شده كه به اصطلاح خودتان از بيت المال ارتزاق مي كنه؟

هر چند در اولين واكنش برخي همكاران تصميم به ترك اين روزنامه گرفتن و در حال مهاجرت به همشهري و هم ميهن هستند ولي آيا اين راه حل كاره؟ نمي دونم تا كي بايد ما روزنامه چي ها خيال كنيم كه برتر از كارگرها هستيم ولي جزو بي حقوق ترين طبقات اجتماعي باشيم؟

+ نوشته شده در  شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت 3:38 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

گزارش من كه تو شماره جديد هفته نامه شهروند چاپ شده: تازه وارد هاي بورس اوراق بهادار تهران همچنان زيان مي كنند. هر چند كه در نيمه اول معاملات بازار سرمايه در ارديبهشت ماه جاري، شاخص هاي بورس سهام تهران در مجموع با شيب اندك صعود را از سر گرفتند ولي تنها پرسابقه هاي بازار توانستند با گريز از تله هاي خبري و سياست گذاري هاي اقتصادي دولت، كسب سود كنند. با بالا گرفتن مجدد بحث خروج سيمان از سبد حمايتي دولت در اواخر فروردين و اوايل ارديبهشت ماه قديمي تر ها با ابداع کلمه تله سيماني از خريد گسترده سهام شرکت هاي سيماني خودداري کردند ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

علی دهقان از امروز به طور رسمی دبیر گروه اقتصادی روزنامه اعتماد شد. با سابقه کاری موفقی که علی تو روزنامه های همشهری، یاس نو، وقایع اتفاقیه، اقبال، جمهوریت، شرق و اعتماد ملی داشته باید منتظر صفحه های خوندنی با محتوای اقتصاد سیاسی بود. علی کارشناس صنعت و انرژی هم هست و به بقیه حوزه های اقتصادی هم اشراف خوبی داره. براش به شدت آرزوی موفقیت می کنم و واقعا دلم برای اعتماد که تجربه خیلی خوبی برام بود، تنگ می شه. لحظه ای که 6 ماه پیش وارد اعتماد شدم هیچ وقت فکر نمی کردم روز ترک این روزنامه، بغض کنم.

+ نوشته شده در  شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت 3:0 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

تو کار روزنامه نگاری حرفه ای کیه؟ آیا حرفه ای کسیه که فقط کار روزنامه نگاری رو خوب بلده یا منظور صرفا کسیه که از این راه نون می خوره؟ و یا منظور کسیه که کار خوب رو در قبال پول خوب انجام می ده؟ یعنی کار بلدی که با حقوق ماهیانه 5 میلیون تومان تو یه روزنامه 100 تیراژی کارکنه، حرفه ای گری کرده؟ یا تقریبا بر عکس اگه کار بلدی با هدف حل مشکلات روزنامه محل کارش که بنا به دلایلی دیگه اون تیراژ قبلی رو نداره، با حقوق کمتر برای حل مشکلات روزنامه تلاش کنه و تیراژ قبل رو به دست بیاره، حرفه ای نیست؟ یعنی حرفه ای ها نباید تعهدی در قبال خدمات روزنامه محل کارشون که باعث پیشرفتشون شده، داشته باشن؟ یعنی معیار حرفه ای بودن، فقط پول بیشتر گرفتنه؟ یا که حرفه ای بودن به معنیه با حرفه ای ها کار کردنه؟ یعنی اشکال نداره روزنامه ای رو که مثل یه تیم فوتبال هزینه دوران مصدومیتت رو داده، بعد از بهبودی برای با حرفه ای ها بودن یا درآمد بیشتر ترک کرد؟ آیا حرفه ای بودن نیازمند فراموشیه اخلاقه؟ به قول عباس کوثری اگه این جوری بود تو رویه افراطی حرفه ای گری که تو فوتبال مصداق داره، بعد از رفتن یوونتوس از لیگ برتر ایتالیا باید امثال دل پیرو ها تیم رو ترک می کردند، همونطور که برخی این کار رو کردن حالا کدوم دسته حرفه ای تر تلقی می شن. یعنی حرفه ای باید عرق به باشگاه یا روزنامه داشته باشه یا که این فقط یه احساساتی بازی غیر حرفه ایه؟ آیا حرفه ای های بی اخلاق به مرور حذف نمی شن یا این که وقتی پول کافی گرفتی اونم تو مدت کم تر، کنار رفتن مهم نیست و عین حرفه ای بودنه؟ آیا حرفه ای بودن همش به فکر مذاکره بهتر کردن بودنه یا این که خوب کار کردنه به امید پول بیشتره؟ آیا حرفه ای ها همیشه تو جایگاه های خوب هستند یا تو صدر فهرست حقوقی؟ ایا حرفه ای ها باید توافق های اخلاقی مثل رفاقت رو رعایت کنن؟ خلاصه این که حرفه ای ها مهمه که متعهد به اخلاق باشن؟ آیا یه بی ادب می تونه حرفه ای باشه و هیچ کس هم تحملش رو نداشته باشه و با وجود تاثیر روانیه منفی تو کار بقیه همکاراش باز هم دم از حرفه ای بودن بزنه؟ آیا حرفه ای بودن اخلاق خاص خودش رو داره یا که برای هر کار بلدی، داشتن اخلاق عمومیه خوب، کافیه؟ آیا دامنه اخلاق حرفه ای گسترده تر از اخلاق عمومیه یا تنگ تر؟ آیا حرفه ای ها برای این که کار خوب کنن حق دارن هر غلطی بکنن؟ آیا حرفه ای ها به صرف حرفه ای بودن قابل احترامن؟ آیا حرفه ای ها رو سر ما جا دارند و غیر حرفه ای باید در شرایط کار تبعیض آمیز تری با اونها کار کنن؟ آیا حرفه ای بودن اکتسابیه یا رانتی هم میشه؟ و ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اردیبهشت1386ساعت 4:55 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

در برابر بی کرانی ی ساکن

جنبش کوچک گلبرگ

به پروانه ئی ماننده بود.

زمان با گام شتابناک برخاست

و در سرگردانی

                    یله شد.

در باغستان خشک

معجزه وصل

                بهاری کرد.

سراب عطشان

برکه یی صافی شد

و گنجشکان دست آموز بوسه

شادی را

در خشکسار باغ

                     به رقص آوردند.

این شعر احمد شاملو همیشه برام یادآور بهترین بهار زندگیمه. فکر می کنم باز خوونیش می تونه بهم این اطمینان رو بده که بهار امسال با این که از نیمه گذشته ولی هنوز پتانسیل تکرار همون بهار رو داره. چون همه چیز مهیاست. اون برگشته و من هم بالاخره تونستم تصمیم خوبی بگیرم. تصمیمی که مطمئنم با موفقیت همراهه و با طلوع آفتابی درخشان. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 اردیبهشت1386ساعت 4:50 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

هر چي به موعد استقرار دوباره تيم تحرريه روزنامه شرق نزديك تر مي شم، ترديدم براي بازگشت به شرق و ترك روزنامه اعتماد بيشتر مي شه. پاك براي تصميم گيري كلافه ام. حتي نمي دونم اگه نرم شرق، تو اعتماد بمونم يا كه نمي دونم برم كجا! اين مساله اونقدر ذهنم رو به خودش مشغول كرده كه مجبور شدم مسايل شخصي و روانيم رو تو وبلاگم بنويسم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 7:36 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

 

" خلقیات ما ایرانیان" اسم مجموعه مقالاتیه از " محمد علی جمالزاده " که اول تو مجله " مسایل ایران" چاپ شد و بعد هم تو سال1345تبدیل به کتاب شد. این کتاب رو سال 76 و به توصیه یکی از اساتید دانشگاهم خوندم. تا اونجا که خاطرم هست مهمترین خلقیاتی که جمالزاده به عنوان خصلت هایی به هم پیوسته تو طول تاریخ  یاد کرده، دروغ گویی، چاپلوسی و ریاکاریه که ایرانی ها برای راه افتادن دلال بازی هاشون معتادش شدن که از قضا از موانع توسعه و تولید و صنعتی شدن و....

این مقدمه رو که مرور می کنم بهترین توجیهیه رو برای تحلیل رفتار آزار دهنده خودم و شاید خیلی از دوستام پیدا می کنم. این که مدعی بشیم فقط به خاطر رفاقت با فلانی عطای کاری رو به لقاش بخشیدیم یا برای گریز از سرمایه سالاری و ارایه کار حرفه ای تن به کاری دادیم حداقل برای خیلی از ماها گذشته از ژست کاذب روشنفکری یه ریاکاریه تمام عیاره. هیچ وقت هم تمایلی به بیان واقعیت تصمیم گیری مون نداریم چون خودمون تو تنهایی مون می دونیم که نگاه کثیف دلالی داریم و رومون نمی شه بگیم چون بیکار بودم یا دوست داشتم پست بالاتری بگیرم یا حقوق بیشتری بگیرم فلان تصمیم شغلی رو گرفتم. به همین خاطر به ظاهر رفاقت ها و کار حرفه ای کردن مطرح می شه بدون این که واجد حداقل محتوا باشه. برای رسیدن به هدفمون هم چاپلوسی و زیرآب زنی رو پیشه می کنیم. مثلا تو کار خودم که روزنامه باشه خیلی از اوقات برای این که چپ ستیزی مد روزه تند ترین مطالب لیبرالی رو در تقدیس سرمایه داری می نویسیم ولی زمانی که مسایل محیط کارمون به حریم تنگ جیبمون وارد می شه به سرعت علیه سرمایه سالاری موضع می گیریم. توجیه مون هم اینه که کار ما کار فکریه و سرمایه گذار روزنامه از فروش فکر ما پولدار شده پس باید تابع صرف ما باشه تا حالا هم هر چی حقوق داده یک در میلیون سود فکر ما نبوده و سهم مدیریت یه کاسه کشک هم نیست. اصلا هم به رومون نمی یاریم که داریم از تند ترین نظریه های مارکسیستی دفاع می کنیم. هر کی هم که سعی می کنه با هزار تعریف اغراق آمیز تو رو جذب کاری کنه نه اعتقادی به کارت نداره و نه عاشقه قلمته فقط به خاطر این که جنسش جور شه٬ سراغت میاد تا خودش به پست یا حقوق با ثبات تری برسه. یا برای توجیه طرح صفحه ای که نوشتیم یا شکل روزنامه ای که طراحی کردیم هزار زبون می ریزیم و هزار ادعا می کنیم تا رو نکنیم که هدف ما کم کارکردن و راحت تر و بیشتر پول گرفتنه. آخرش هم طرح های اونایی به نتیجه می رسه که دلال ترند و از ابزار های دلالی مثل تحصیلات، رفاقت و سابقه کاری بهتر استفاده می کنن که متاسفانه هیچ کدوم هم ارزش و محتوای واقعیه خودش رو نداره. بیچاره اون سرمایه گذار یا سردبیری که این کاره یعنی دلال صفت نباشه و با باور این حرفا بخواد کاری رو تو جامعه ما راه بندازه.  

خلاصه شاید به همین دلیله که نمی شه تصمیم گیری های ما ایرانی ها رو تو قالب توابع فرموله شده اقتصادی تحلیل کرد چون راه های حداکثر کردن مطلوبیت ما پیچیده تر و غیر شفاف تر از یک انسان معقول مدرنه ولی تا کی؟ به این جای فکرم که می رسم تصمیم می گیرم با همه این جور آدم ها لج کنم و تو اعتماد بمونم و نه شرق برم و نه هم میهن ولی رو راست تر که می شم، دلیلی جز ریسک گریزی و تن دادن به یه کار روتین تر و کم درد سر تر که به حقوق کم ترش می ارزه، پیدا نمی کنم. چون من هم یه دلال کوچولوی تنبلم که تو 30 سالگی خیلی از آرمان هام چون خریدار و قیمت نداره ارزشش رو از دست داده.    

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 1:9 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

اين روزها دولت خيلي رو خبر كاهش نرخ بيكاري و بهبود وضعیت کارگران مانور مي ده مثل همین دیشب که وزیر کار دولت نهم تو شبکه دو صدا و سیما مانور داد ولي بررسي گزارش هاي مركز آمار طي روي كار اومدن دولت احمدي نژاد نشون دهنده يه تناقض جديه، به طوري كه اگه ادعاي ايجاد ۹۰۰هزار فرصت شغلي طي سال گذشته درست ياشه، رشد جمعيت بيكار به حديه كه حدود ۲۵۶هزار نفر از شاغلان بايد بيكار شده باشند تا تناقض آمارهاي بيكاري و اشتغال دولت و مركز آمار رفع بشه. مستندات اين تناقض كه همگي از سوي مركز آمار ايران منتشر شده بدين شرحه:  مطابق برآورد شاخص های نیروی کار توسط مرکز آمار ایران، نرخ بیکاری کشور در پایان تابستان سال 1384 یعنی همزمان با روی کار آمدن دولت نهم 9/10 درصد بوده است. این نرخ در پاییز همان سال یعنی در اولین سه ماه آغاز فعالیت دولت نهم ثابت ماند ولی در مقایسه با پاییز سال 83 حدود 6/0 درصد افزایش داشت. نرخ بیکاری کشور در زمستان 84 با صعودی 2/1 درصدی به 1/12 درصد رسید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 7:16 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

پرویز گیلانی دوست خوبم به زودی کار خودش رو تو کسوت دبیری گروه اقتصاد روزنامه هم میهن به مدیر مسوولی غلامحسین کرباسچی شروع می کنه. محمد طاهری یا همون پرویز گیلانی یا همون محمد آزاد٬ شیرین ستون نویس مطبوعات و بلاگر بورسی از خبرنگاران با سابقه اقتصادی و بورسه که بعد از یه مدت عزلت نشینی تو روزنامه دنیای اقتصاد تصمیم گرفته کار جدی تری انجام بده. محمد جان! ضمن عرض تبریک برات هزارون آرزوی موفقیت می کنم.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 6:57 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

تیم روزنامه شرق آخرش " واتو واتو " گفت و تکثیر شد و اراده کرده تا علاوه بر روزنامه اعتماد، روزنامه های شرق و هم میهن رو به روی دکه روزنامه فروشی ها بفرسته. این طوری که قدرت واتو واتو ها نشون می ده حداکثر تا 10 روز آینده شرق و هم میهن دوباره منتشر می شن. برای محمد قوچانی و برخی از دوستان و همکارانم که به روزنامه هم میهن رفتند، آرزوی موفقیت می کنم. همچنین امیدوارم شرقی ها هم با انرژی بالایی که دارند، دوباره خورشید درخشانی رو از شرق طلوع بدن. به نظرم دیگه باید گفت که اتفاق خوش یمنی برای روزنامه نگاری در ایران افتاد. تجربه ای که شاید برای برخی از ما گرون تموم بشه ولی زمینه دوباره ای برای تربیت نسل تازه قلم به دستان اصلاح طلب به وجود اومده. پس تردید ندارم که با دو گل اومدن بهار دیگه قطعی شده!  

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 1:38 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

مردم از اين همه آزادي! خبرگزاري فارس امروز اعلام كرده كه با تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي، MMS هاي غير اخلاقي تلفن همراه با خريد تجهيزات لازم فيلتر خواهد شد. همين مونده بود كه يك عده استخدام شن و پاي سرور مخابرات بشينن و MMS هاي مردم رو چك كنن و در برخي موارد خودشون فيض ببرن و مردم رو محروم كنن. اين كار اصلا هم غير قانوني نيست و براي مبارزه با اشاعه عكس ها، موسيقي ها و جوك هاييه كه اون چند نفر بدشون مياد. البته با اين حساب براي رسيدن MMS ها به مقصد بايد يك روزي منتظر موند. حالا بايد اميدوار بود كه پول MMS هاي به اصطلاح غير اخلاقي رو دوبله حساب نكنن و ارسال كنندشو بازداشت نكنن. در ضمن اين كار اصلا هم به معناي مخالفت با مدرنيته نيست و تنها هدفش تسهيل ورود به بهشت براي مردم ايرانه.

+ نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 1:53 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

در حالي كه مقام هاي امنيتي جمهوري اسلامي  از وجود جنبش هايي همچون زنان، دانشجويان، معلمان و كارگران براي بر اندازي ابراز نگراني مي كنند، نتيجه برخورد با زنان، مردان و جوانان( كه مي توانند عضو يكي از جنبش هاي فوق باشند) به بهانه بد حجابي حاوي يك پيام اميد بخش است. متن پيام اين است:" خوشبختانه بر خلاف نگراني هاي موجود، جامعه ايران آبستن اقدام هاي براندازانه نيست." اين يك پيام حداقلي است كه از برخوردهاي پنج روز گذشته با بد حجابي زنان و جوانان به ذهن مي رسد. چون جامعه بدون دست زدن به اقدام هاي مقابله جويانه اي كه پيشتر در اين گونه برخورد ها رخ مي داد، نسبت به مواضع خود عقب نشيني كرده. حتي اگر بر اين گمان پاي بفشاريم كه حجاب مساله اساسي مردم و جنبش ها براي رويا رويي خشن نيست ولي جو جامعه حتي زمينه را براي بهانه جويي براندازان در جهت به راه انداختن شورش هاي شهري فراهم نكرده است. چون سطح نارضايي عمومي آن چنان كه برخي بازتاب مي دهند بالا نيست والا همين برخورد ها به مثابه جرقه اي كافي بود تا .... چرا كه از قضا برخورد با به اصطلاح بدحجابي از اين جهت كه ناديده انگاشتن حريم شخصي و حقوق شهروندي را به رخ مي كشد، بسيار هم عصبي كننده است. پس جامعه ايران در شرايط فعلي كه تحريم هاي اقتصادي، تورم، بيكاري و گراني بنزين در پيش و پس آن قرار گرفته، آرام تر از آن است كه به نگراني هاي امنيتي دامن بزند. حتي اگر اين عقب نشيني از ابراز نارضايي عمومي به دليل افزايش اقتدار قوه قهريه نظام باشد، باز هم كم بودن احتمال رخداد تلاش هاي براندازانه را اثبات مي كند. پس شهر در امن و امان است و آستانه تحمل ما بالا پس ديگر دليلي براي ادامه بازداشت معلمان، كارگران، زنان، دانشجويان و روزنامه نگاران وجود ندارد و بايد در انتظار آزادي هاي بيشتر بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 اردیبهشت1386ساعت 8:1 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

اين روزها اون قدر حواسم به لباس پوشيدنم، مو شونه كردنم، ريش اصلاح كردنم، گرفتن كارت هوشمند سوخت، پي گيري خبر گرون شدن بنزين و همه چيز، كنترل نا محسوس، افسران جريمه به دست، خلافي ماشين گرفتن، استتار ديش ماهواره، كشف ساعت هاي كاهش پارازيت، آبگيري سد سيوند و خيلي چيزاي ديگه كه نمي شه نوشت ولي آدم از فرط دخالت هاي دولتي تو حريم شخصي و خصوصي آدم، مراقبشونه، فرصت و روحيه وبلاگ نويسي ندارم. اگه نريزن تو وبلاگم .... ولي راستي از پرونده هسته اي و فناوري هسته اي و تحريم و  اقتصاد و سياست چه خبر؟ راستي از آقاي كلهر كه با موي دمب اسبي تو گفت و گوي ويژه خبري شبكه دو مي اومد و از كانديداتوري احمدي نژاد حمايت مي كرد و دم از باز شدن فضاي فرهنگي  كنسرت لوس انجلسي ها تو تهران خبر مي داد، چه خبر؟ مي گن نامه نوشته و از برخورد با جوونا و زنها حمايت كرده كه؟ از كساني كه مي گفتند حاج محمود گفته من بين دخترا و پسرا ديوار نمي كشم و قند تو دلشون آب مي شد، چه خبر؟   

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 اردیبهشت1386ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

نگراني هاي سهامداران بورس تهران از آينده تحولات سياسي و اقتصادي دولت نهم را پاياني نيست حتي اگر سالي كهنه شود و سال نويي با بهار آغاز شود. در پي تصويب قطعنامه دوم شوراي امنيت سازمان ملل عليه جمهوري اسلامي و دو روز پس از شروع بحران ملوان ها، داد و ستد هاي اولين هفته معاملات بورس اوراق بهادار تهران در سال نو با رشد ملايم اما نامطمئن شاخص ها آغاز شد. صعود 26 واحدي شاخص كل بازار سهام در سه روز كاري اين هفته كافي بود تا مديران بازار سرمايه كشور بار ديگر بر صحت تحليل خود مبني بر بي تاثير بودن مسايل پرونده هسته اي جمهوري اسلامي و بحران سياسي ناشي از بازداشت ملوان هاي انگليسي بر معادلات بورس سهام تهران پافشاري كنند و شروع سال پررونقي را به سهامداران نويد دهند.  با اين حال كارشناسان مسايل بازار سرمايه افت 51 درصدي ارزش خريد و فروش هاي بازار سهام را گواهي بر نگراني سهامداران از آثار منفي اجراي قطع نامه دوم شوراي امنيت سازمان ملل عليه فعاليت هاي هسته اي  اعلام كنند. به باور آنها ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 اردیبهشت1386ساعت 5:0 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

در خواب مقابل آینه، رو در رو ایستاده ام، خفه خون گرفته ام و زل زده ام به آینه. کسی از راست به تصویرم در آینه تف می کند. از چپ هم کسی به هیکل مجازی ام ادرار می کند. از شدت نفرت و بوی تعفن از خواب می پرم. دوباره که به خواب می روم، رویای انتشار روزنامه ... را با تیراژ بالا می بینم، شرق هم مثل قدیم ها هست ولی صبح که می شود باز هم راهی اعتماد می شوم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 اردیبهشت1386ساعت 2:14 قبل از ظهر  توسط علی حق  | 

 

ميانگين سود سبد سهام عدالت هشت درصد اعلام شد. يعني در پايان اولين سال اجراي طرح سهام عدالت دارندگان سهام عدالت 500 هزار توماني بابت يك سال گذشته 40 هزار تومان سود دريافت خواهند كرد. اين بدان معناست كه هر فرد مشمول طرح ماهيانه سه هزار و سيصد تومان بابت پول نفت بر سر سفره خود خواهد  داشت. به عبارت ديگر سهم روزانه هر فرد فقير از نفت 110 تومان خواهد بود. سياست توزيع سهام عدالت كه دولت نهم بارها از آن به عنوان محوري‌ترين سياست محمود احمدي‌نژاد براي تحقق «شعار آوردن پول نفت بر سر سفره مردم» ياد كرده به پايان سال اول اجرا رسيده است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت 8:1 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

متاسفانه پدر همکار و دوست خوبم فرید مدرسی از میان ما رفت. به سهم خودم به فرید تسلیت میگم و از این که چهره فرید خندان رو باید غمگین ببینم٬ متاثرم. خدا پدرش رو رحمت کنه و بیامرزه و به فرید هم صبر بده.

+ نوشته شده در  شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط علی حق  |