تبليغاتX
1984

1984

اقتصادی، سیاسی، ادبی و کارگری

میرحسین موسوی رو برای اولین و آخرین بار تا کنون سال 1379 ملاقات کردم. دیداری که به همت ابوالقاسم سرحدی زاده، وزیر کار کابینه موسوی، ممکن شد تا با او گفت و شنودی در باب توسعه و دیدگاه هایش برای توسعه ایران فراهم شود. متن این نشست تا کنون منتشر نشده است و من هم در این سال ها یا به دلیل تنبلی یا به دلیل جذاب نبودن بحث از پیاده کردن و انتشارش اجتناب کردم. برای تنبلی که علت تراشی نیلز نیست، خصیصه انسان نفتخواره ولی از این منظر جذاب نبود که احساس کردم دیدگاه های ایشان کمی واپسگرا و دهه شصتیست. حاوی مبانی اجرایی نبود و ضمانت موفقیت نداره(البته پیشتر در وبلاگم در موردش نوشتم). الان نمی دونم اندیشه ایشان تغییر کرده یا نه ولی بخش هایی از تز توسعه ایشان تا اونجا که حافظه ام یاری می کنه بدین شرح بود:"خاطرم هست شبی از روزنامه جمهوری اسلامی بیرون اومدم و در راه منزل سوار تاکسی شدم، یکی از مسافرها با یه کیسه پر از 5 تا ماهی سوار شد. بوی ماهی که پیچید، صحبت از ماهی شد در جمع پنج نفره مسافرها. در نهایت مسافر صاحب ماهی موقع پیاده شدن، ماهی ها را میان مسافرها تقسیم کرد و خودش هم یک ماهی به خونه برد. این مثال رو از این نظر تعریف کردم که بگویم توسعه نیازمند اخلاق و فرهنگ خاص خودش است. ما برای رسیدن به توسعه باید اخلاق های سال های اول انقلاب رو زنده کنیم. روحیه مردم در اوایل انقلاب توسعه گرا تر بود. الان مردم خیلی تجمل گرا شده اند. بنابراین به نظر من کلید توسعه در ایران امروز زنده کردن روحیه ایثار و قناعت است همانند همان مسافری که ماهی خریده بود...."

خاطرم هست این صحبت ها حداقل یک ساعت طول کشید ولی نقدهای زیادی به اون وارده هر چند مقبول بخش هایی از اصلاح طلب ها و اوصولگراهاست ولی چندان با دیدگاه های رایج کنونی تفاوت نداره. همونقدر رویایی و غیرعملی و آمرانه است.البته با جدی شدن کاندیداتوری ایشون مجبورم می شم متن کامل این بحث رو منتر کنم چون خیلی خریدار پیدا می کنه.

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 دی1387ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

 

دیشب مهدی افروزمنش روایتی از رمان "سور بز" نوشته "یوسا" صحبت می کرد که در آن یک روزنامه ای بوده که هر چی می نوشته اتفاق می افتاده. امروز کیهان در ستون خبر ویژه تیتر زده که اینجا رادیو اسرائیل است٬ صدای ما را از دفتر تحکیم می شنوید" در متن خبر به روزنامه کارگزاران نسبت به درج بیانیه تحکیم وحدت در مورد وقایع غزه حمله شده. بعد شایعه ای منتشر شد که روزنامه کارگزاران توقیف شد آن هم یک روز پس از دیدار اعضای تحریریه روزنامه با هاشمی رفسنجانی. روزنامه کارگزاران دیروز در ستون صفحه سیاسی ۸ سطر این بیانیه را چاپ کرده بود که دو طرف جنگ اخیر و حامیان آن ها را مورد نقد قرار داده بود.

یعنی روزنامه کارگزاران هم به خاطره ها پیوست و معلوم شد که روزنامه های حزبی هم از گزند توقیف خلاصی ندارند؟ باید در ستون پیوندهای روزانه ام جلوی اسم روزنامه ای دیگر که روزگاری در آن کار کرده ام پرانتز حاوی توقیف را درج کنم؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 دی1387ساعت 4:32 بعد از ظهر  توسط علی حق  | 

وقتی صحبت های احمد جنتی، خطیب جمعه هفته گذشته تهران به اینجا رسید:" بمباران كردن مقاماتي كه خدمت مي‌كنند، هنر نيست...."

حاجی دستی به ریش جوگندمیش کشید، آهی هم از ته دل ریشش کشید و رو کرد به من و گفت:" می شنوی اخوی؟ وای بر این انقلاب که شکاف دولت و ملت به اینجا رسیده که دیگه خطیب جمعه هم به جای لفظ مسوول از مقام استفاده می کنه. معلومه که نباید به مقام انتقاد کرد چون مسووله که پاسخگوست. دیگه مسوولان سابق مقامات امروز شدن و حتی انتظار و طاقت یه انتقاد کوچیک رو هم ندارن. کجا امام رحمت اله علیه در صحبت هاش از مقام استفاده می کرد. امام(ره) همیشه رو لفظ مسوولین تاکید داشت چون اعتقاد داشت که پاسخگویی لازمه حکومت داریست...."

همینطور که داشت زیر اندازش رو جمع می کرد ادامه داد:" ما که دستمون به جایی بند نیست، تو همین وبلاگت لااقل حرف من رو بنویس...."

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 دی1387ساعت 1:41 بعد از ظهر  توسط علی حق  |