دیگه بدجوری خستگی داره تو تنمون می مونه. امان از دست این محرمعلی خان ها! گزارش تحلیلی پیشکش حتی نمی شه یه گزارش خبری درست و حسابی نوشت. فرید که می گه دیگه نمی نویسم. حق هم داره وقتی یه گزارش خبری می نویسه که تمام اشاره هاش رو از خبرگزاری های رسمی میاره، تیتر معتدلی هم می زنه ولی فردا که روزنامه چاپ می شه کلی از مطلبش سانسور می شه و تیترش ۱۸۰ درجه معنی معکوس به خودش می گیره ولی باز هم اسمش پای مطلب هست، نباید هم بنویسه. به دکتر احمد میدری سفارش مطلب میدی و بنده خدا با وجود بیماری در مورد اقتصاد شیلی در دوران دیکتاتوری پینوشه می نویسه. وقتی برای چاپ ارسالش می کنی، یه محرمعلی خانی که اقتصاد و تاریخ سرش نمی شه آمارهای رسمی نوشته رو زیر سوال می بره و با پرویی میگه که وضع اقتصاد شیلی در دوران پینوشه خیلی هم خوب بوده و نباید این همه علیه پینوشه نوشت، چی باید بگم؟ مگه باید تمام مطالب روزنامه مطابق میل بی میلی یک نفر باشه؟ وقتی که حتی قائل به تضارب افکار در قالب روزنامه نیست، چی کار باید کرد؟ حمزه غر می زنه و می گه باید دعوا کنیم و بریم و من بهش حق می دم. وقتی تو شورای تیتر تنها نقش قرائت کننده تیتر پیدا می کنی و معلوم نمی شه کدوم دست غیبی برای صفحه اول روزنامه تیتر می زنه و مطلب می زنه، نباید خسته شد و افسوس خورد؟
+ نوشته شده در دوشنبه 27 آذر1385ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط علی حق
|