قصدم اجبار غیر مستقیم شما به زمزمه ترانه یک خواننده لوس آنجلسی به نام منصور نیست بلکه دعوت به خواندن این مطلب است:
انجمن پزشکی آمریکا به دولت پیشنهاد داده تا برای عدالت گستری و نظارت بیشتر بر سلامت شهروندان این کشور از مصرف کنندگان غذاهای چرب مالیات بیشتری اخذ کند. هدف این انجمن ترغیب آمریکایی ها به انتخاب الگوی مصرف سالم تر است. همچنین به علت بالا رفتن هزینه درمانی مصرف کنندگان غذاهای چرب عادلانه است که آنها مالیات بیشتری بپردازند. اما واکنش دولت به این پیشنهاد جالب است. وزارت اقتصاد این کشور اعلام کرده، هر چند درآمد حاصل از این تصمیم قابل توجه است ولی محدود کردن دامنه انتخاب افراد صحیح نیست و دولت حق دخالت در این گونه امور را ندارد. حالا در ایران دولت تصمیم گرفته تا کارکنان خود را ملزم به نوشیدن دوغ به جای نوشابه گاز دار کند. همچنین مصرف قند در ادارات دولتی ممنوع شده و کارمندان دولت مجبورند از خرما برای صرف چای استفاده کنند. این نقطه اوج دخالت در امور شخصی و علاقه شخصی مردم است. چون دولت حتی قدرت انتخابی میان نوشابه و دوغ و یا خرما و قند هم قایل نشده است. هدف به ظاهر حفظ سلامتی مردم است اما مدل اجرا بسیار اقتدار گرایانه است و با هدف ابراز وجود دولت بزرگ صورت می گیرد. برای دولتمردان هم برآورده شدن نیاز روانی صاحب قدرت بودن را به همراه دارد. چون با اخذ مالیات بیشتر از نوشابه و قند هم می شد الگوی مصرف را کاهش داد آن هم در شرایطی که درآمد لازم برای مقابله با خسارت های اجتماعی الگوی مصرف غلط تامین می شد. چون به طور حتم کارمند فرضی عاشق نوشابه با شام خود در منزل به جای یک نوشابه، دو نوشابه خواهد خورد. کاش حیطه دخالت دولت در زندگی شخصی مردم به همین جا ختم می شد تا برخی دولت را "خیرخواه بی چشم" داشت تلقی می کردند ولی وقتی دولت حق استفاده از گیرنده ماهواره را در چهار دیواری خصوصی نمی دهد و آنها را وحشیانه از پشت بام به کوچه و خیابان پرت می کند، مجبور می شویم در قالب مدل توهم توطئه به این فکر کنیم که لابد فلان آقازاده کارخانه تولید دوغ و دیش ماهواره و بسته بندی خرما راه انداخته یا در فکر واردات آنهاست.
