تبليغاتX
1984 - همشهری امارات

1984

اقتصادی، سیاسی، ادبی و کارگری

 

واقعا تلفن همراه خوب چیزیه چون زنگش که به صدا دراومد از خواب پریدم و از این رویای آشفته ای که دیدم نجات پیدا کردم. آخه تو خواب هم باورم نمی شد که شد که می شه آدم تا این حد بی مسوولیت و بی تعهد باشه. نه یک نفر، نه دو نفر بلکه چهار نفر! پس دیگه قطعیه و اشتباه نمی کنم که می شه. از در که میان داخل، راستی می شه این رویا به حقیقت بپیونده یعنی بیان تو تا من هم بزنم به سیم آخر و یه نفس داد بزنم:" راستی مهمونی سونای زعفرونیه خوش گذشت؟ پیپ کشیدن بعد از چرت ظهر جمعه مزه داد؟ خرید از پاساژ ونک خوب بود؟ خوراک کوسه مزه داد؟ وبلاگ بازی خیلی جذابه، نه؟ تو شب نشینی ها حسابی پز روشنفکری و روزنامه نگاری دادین؟ لابد به همه مسوولان سابق سر زدین یا زنگ زدین و کلی هم فخر فروختین که دوباره روزنامه رو راه انداختین؟ واقعا که کم رویی هم خوب چیزیه. به خدا معرفت هم بد چیزی نیست. راستی یادتون نره آخر ماه نزدیکه و تو این ماه ما پنج نفر حسابی براتون کار کردیم تا حقوقتون رو تمام و کمال بگیرید و مثل این روزها همچنان خوش باشید. تازه حقوق ها رو می ریزن به حسابتون تا هیچ بهانه ای برای حضورتون تو روزنامه نباشه. اصلا سخت نگیرید الان هم اشتباه کردین اومدین...."  

+ نوشته شده در  شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 0:52 قبل از ظهر  توسط علی حق  |