امروز صبح با صداي زنگ تماس يكي از اساتيد جامعه شناسي سياسي ايران از خواب بيدار شدم. حداقل 2 سالي بود كه ازش بي خبر بودم. اما ظاهرا دوران افسردگي رو پشت سر گذاشته و پژوهش هاي تازه اي رو آغاز كرده به طور خلاصه يكي از پژوهش هاش رو اينطوري توضيح داد: " تفاوت هست ميان واكنش روشنفكران و فرودستان نسبت به محقق نشدن مطالباتشون. مثلا در دوران خاتمي وقتي ايشان كه اكثر شعارهاي خود رو معطوف به خواست طبقه تحصيلكرده و روشنفكر كرده بود، در اين دوره اميدواري مردم حتي تا دور دوم انتخاب ايشان هم ادامه يافت تا اين كه سوم خرداد رخ داد. منظورم اينه كه روشنفكرها در ايران واجد يك جنبش اجتماعي هدفمند نيستند و اعتراض هاشون هم خصلتا به قول معروف مدني است ولي دو سال از انتخاب احمدي نژاد نگذشته نا اميدي در ميان طبقه فرودست كه خواستگاه آراي ايشان بود، به وجود اومده، بد تر از همه اين كه مجموعه نظام خودش رو حامي دولت معرفي مي كنه. در دوران خاتمي اگه ايشان دم از آزادي هاي مدني مي زد، برخي بخش هاي نظام هم مدعي وجود فساد و نارسايي هاي اقتصادي بود ولي حالا همه پشتيبان دولت هستند و همين مساله باعث مي شه كه فرودستان مجموعه نظام رو در ناكامي ها شريك بدونند. حالا اگه اين طبقه با ناكامي دولت در عمل به وعده هاي رفاهي مثل وام و پول نفت و امثالهم رو به رو بشه واكنشش سوم خردادي نيست بلكه شيشه بانك ها شكسته مي شه. حالا پژوهش من در مورد اينه كه اين آستانه تحمل كجاست و آيا اساسا طبقه فرودست ما در حال حاضر جنبش پذير هست يا نه؟ واقعا نگرانم اگه اينها ليدر پذير باشند و قابليت تبديل به جنبش رو داشته باشند ديگه هيچ كاري نمي شه كرد. "
+ نوشته شده در شنبه 19 خرداد1386ساعت 2:4 بعد از ظهر  توسط علی حق
|