تبليغاتX
1984 - زنده به انگ

1984

اقتصادی، سیاسی، ادبی و کارگری

 

دومين نامه اقتصاددانان در نقد عملكرد دولت محمود احمدي ن‍ژاد به فاصله يك سال امروز در روزنامه ها منتشر شد. فارغ از محتواي قابل تامل نامه كه بدون شك همانند نامه اول از سوي دولت نهم مورد بي توجهي قرار خواهد گرفت و متهم به سياسي بودن خواهد شد، انتخاب تيتر" دومين نامه نهادگراها به رييس جمهور" از سوي يكي از دوستانم برايم قابل تامل بود. در ميان 56 اقتصاد خوانده و اقتصاد داني كه نامه را امضا كرده اند بيش از 10 نفر را نمي شود پيدا كرد كه مدعي نهادگرايي يا حتي منسوب به نهادگرايي باشند. در اين ميان نام استادي همچون علي صادقي تهراني كه حداقل 4 سال مداوم دانشجوي او بوده ام و از او بسيار تاثير پذيرفته ام كافي است تا صفت نهادگرايي براي نامه نقض شود. او يكي از سرسخت ترين مدافعان ليبراليسم ناب به معناي عام يعني در تمام زير سيستم هاي اجتماعي اعم از اقتصاد و سياست است و تا كنون بحث اعتقادي در مورد مكتبي همچون نهادگرايي نداشته. از او كه بگذريم مهدي تقوي، زنوز، بانويي، هاشمي و نام هاي بسياري ديگر هم خود نمايي مي كند. گذشته از اين اتلاق اين صفت به برخي از اقتصادخوانده هاي امضا كننده نامه كه به واقع فقط اقتصادخوانده هستند، لطف بيش از حد است. همچنين نام هاي چون بخشي، تكيه، چيني چيان، شريف، عاصي، كيامهر، مشيري را مي شناسم كه و تاكنون گرايش مكتبي از آنها در اقتصاد نه ديده ام و شنيده ام و نه خوانده ام.

در ضمن سوال اصلي من اين است كه چرا حتما بايد امضا كنندگان يك نامه انتقادي بايد صاحب يك مكتب فكري باشند؟ آيا اوضاع اقتصادي ايران به جايي نرسيده كه همه متفق القول شوند؟ يا اصلا خط كشي هاي سنتي چپ و راست ميان اقتصاددانان و در ادبيات روز اقتصادي هنوز مرسوم است كه با تقيه صفت نهادگرايي را براي برخي از آنها انتخاب كنيم؟       

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 5:39 بعد از ظهر  توسط علی حق  |