بیش از یک ماه از انتشار سه باره شرق و دوباره هم میهن گذشته ولی هنوز خودم و بخش قابل توجهی از همکارام نتونستیم با فضای چند قطبی شده مطبوعات اصلاح طلب یا نخبه گرا کنار بیایم. هنوز حس سه سال گذشته که شرق لقب برترین و بهترین و پرتیراژ ترین رو داشت و خلاصه یکی یه دونه بازار بود تو ذهنمون سنگینی می کنه به همین خاطر هنوز هم تو مقایسه هامون می خوایم هر چه زودتر به نتیجه برسیم که کدوم روزنامه برتره و خیال چالش ذهنیمون راحت بشه. حتی 6 ماهی هم که با تعدادی از پرکارترین بچه های شرق رفته بودیم روزنامه اعتماد تحت همین حس هر روز اعتماد و اعتماد ملی رو مقایسه می کردیم و بعد از یک ماه با قاطعیت حکم می دادیم که اعتماد بهترین روزنامه است. اما واقعیت اینه که الان فضای مطبوعات اصلاح طلب یا نخبه گرا 4 قطبی شده. روزی نیست که هر یک از روزنامه های اعتماد،شرق،هم میهن و اعتماد ملی برتری های محسوسی رو نسبت به سه روزنامه دیگه به رخ نکشن. خوشبختانه یا متاسفانه دیگه قاطعانه نمی شه حکم صادر کرد که کدوم روزنامه بهترینه. یه روزی که شرق جذابیت مطالبش کمتره، هم میهن خوبه و بالعکس. هیچ روزنامه ای هم کامل نیست. بخش هایی از هر چهار روزنامه ضعیفن و دوره روزنامه کاملی مثل شرق به سر اومده. ولی این فضا به جای ایجاد رقابت دو دلی و یاس به همراه آورده. مثلا روزی که اعتماد قوی تره پیش خودم می گم کاش دوباره نیومده بودم شرق و تو اعتماد مونده بودم. یا اگه روزی هم میهن رو بهتر می بینم، فوری به خودم می گم، کاش رفته بودم هم میهن. این حس رو به جز خودم تو خیلی از همکارام می بینم با این که هنوز خیلی از دورانی که روزانه حداقل 10 روزنامه اصلاح طلب و نخبه گرا منتشر می شد، فاصله نگرفتیم. اما برام جالبه که آدم چقدر زود با فضای انحصاری و استبدادی خو می گیره و براش این فضا شیرینه به همین خاطر هم هست که برامون سخته با پذیرش تکثر به وجود اومده تن به رقابت بدیم. هنوز نشستیم تا هر وقت که تونستیم برترین رو انتخاب کنیم، نسبت به ادامه همکاریمون با روزنامه فعلیمون تصمیم بگیریم.
