اين كه مي گن در نا اميدي بسي اميده، هيچم كشك نيست. امروز به اين حرف ايمان آوردم. همين جور كه زانوي غم بغل كرده بودم، تلفنم زنگ خورد و يك دوست قديمي از جنوب ايران پس از احول پرسي از اون ور خط گفت:" فلان كار رو چي كار كردي؟" گفتم:" هنوز نمي دونم" گفت:" قابل حله. فقط بجنب و خودت رو برسون اينجا تا از طريق يكي از دوستام ...." باورم نمي شه. اگه بشه چي مي شه. يعني ... راستي فرشيد تو اين 3 سال كجا بود، شماره من رو از كجا پيدا كرده؟ چي شده ياد من افتاده؟ خلاصه خدایا شکرت حتی اگه نشه هم٬ حداقل چند روزی خوشم که ....
+ نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386ساعت 1:3 بعد از ظهر  توسط علی حق
|
