تبليغاتX
1984 - فراموشی

1984

اقتصادی، سیاسی، ادبی و کارگری

 

دوستی داشتم که این روزها ۲٬۳ روزی دورتر از من زندگی می کند. به ایران که آمده بود٬ بر اثر یک اتفاق همدیگر را دیدیم. در صحبت هایمان متوجه شدم که بسیاری از خاطرات مشترکمان را به یاد نمی آورد. حتی یک مصرع از شعرهایی که گفته بود و ...

علت فراموشی را که شنیدم٬ باور کردنی نبود که آدم بر اثر یک اتفاق عاطفی دچار فراموشی شود  اما این روزها که خودم آرام آرام گذشته ام را فراموش می کنم... نمی دانم چرا اسمش را به یاد نمی آورم...

قدری که فکر می کنم اصلا یادم می رود که چه می خواستم بنویسم...یعنی برای دفعه بعد رمز عبور این وبلاگ به یادم می ماند؟ پس شاید این آخرین مطلب من باشد...خداحافظ تا سلامی به یاد مانده باشد... 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 2:20 بعد از ظهر  توسط علی حق  |