تبليغاتX
1984 - گریپ فروت

1984

اقتصادی، سیاسی، ادبی و کارگری

 

یک هفته ای می شه که حس قماربازی بازی رو دارم که همه دارایی هاش رو باخته ولی فکر یه قمار دیگه ....

یک هفته ای می شه که حس می کنم دوباره دارم متولد می شم اونم در اواخر 30 سالگی، علتش هم نمی دونم حماقته، جسارته یا از سر گذشت زیاد نسبت به ....

یک هفته ای می شه که قیمت واقعیه آرامش آدمی که بر فرض من باشم رو دارم به دست میارم، تا الان شده 200 میلیون تومان واقعا بی ارزش که ...

یک هفته ای می شه که اتاق 436 به اتاق 1303 ترجیح دادم، نمای طبقه 13 رو نداره ولی بزرگ تر و دنج تره، از آسانسور و راه پله اضطراری فاصله داره، فقط 18 هزار تومان گرون تره تا هرچی بخوام از آدم هایی که یا فال گوش ایستادن یا دارن فال گوش هاشون رو تعریف می کنن، دور باشم و تنهاییه بزرگ تری داشته باشم چون...

یک هفته ای می شه که گریپ فروت سر صبحانه رو پس می زنم، حس می کنم علت این که دقتم در بازی گلف پایین اومده و کمی سر گیجه دارم مال همین نصفه گریپ فروت سر صبحانه است، ولی مصرف نمکم رفته بالا، ولی فشارخونم هنوز پایینه و گیج می خورم....

یک هفته ای می شه که نمی دونم این منم یا که تصویری که سال ها به سمتش می دویدم، در من ظهور کرده و چاپ هم شده، چهار رنگ. اما چه احمق بودم که فرار و بر قرار ترجیح می دادم ....

+ نوشته شده در  شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 0:5 قبل از ظهر  توسط علی حق  |