دکتر فريدون کشاورز يکی از رهبران سابق حزب توده ايران جمعه ۱۴ مهرماه ۱۳۸۵ مطابق ۶ کتبر ۲۰۰۶، پس از چند سال بيماری سخت، در سوئيس درگذشت.به گزارش بی بی سی٬ فريدون کشاورز که مانند برخی از رهبران حزب توده، به طور غيابی به اعدام محکوم شده بود، در سال ۱۳۲۸ به اتحاد شوروی (سابق) گريخت.فريدون کشاورز در اتحاد شوروی نتايج عملی "آرمانهای سوسياليستی" را به چشم ديد، و با احتياط در انتقاد از تباهیهای بی کران زبان گشود.او همچنين ديدگاه ها و سياست های گذشته حزب توده را، که از نظر او به نهضت ملی آسيب رسانده و خود حزب را به نابودی کشانده بود، به انتقاد کشيد.او از جمله اعضای کميته مرکزی حزب توده بود که در پلنوم چهارم آن حزب (مسکو، ۱۹۵۷) مسئولان حزب در ايران را به خاطر "سياست ضد ملی" و دشمنی با نهضت مصدق مورد انتقاد شديد قرار داد و آنها را در شکست نهضت ملی گناهکار دانست.کشاورز، چنانکه در کتابی به عنوان "من متهم می کنم کميته مرکزی حزب توده ايران را" توضيح داده است، بيشتر فعالان و اعضای حزب توده را افرادی شريف و ميهن دوست می دانست. اما عقيده داشت که سياست اصلی حزب توده را رهبرانی تعيين می کنند که بی چون و چرا مطيع اوامر "اتحاد شوروی" هستند و او آنها را "باند کامبخش - کيانوری" می خواند.فريدون کشاورز پس از نابودی آخرين حوزه های حزبی در ايران و اوج گيری دسته بندی ها و دعواهای درونی در رهبری مهاجرنشين حزب توده، سرانجام در ۱۴ مه ۱۹۵۸ از رهبری اين حزب استعفا داد. او در متن استعفا نامه خود نوشت: "رسما از اين کميته مرکزی که به عقيده من باعث ننگ و بدنامی نهضت آزاديبخش ايران است و در آن حتی کوششی هم برای تصفيه رهبری نمی شود، استعفا می دهم. من همانقدر که به عضويت در حزب توده ايران که بهترين فرزندان ايران در راه آرمانهای آن شهيد شده اند، افتخار می کنم، همانقدر از عضويت در کميته مرکزی فعلی که اکثريت آن به نظر من از کسانی تشکيل شده که نالايق اند و يا خطاهايی از آنان سر زده که با خيانت مويی فاصله ندارد، ننگ دارم."
دکتر کشاورز از خانواده ای روشنفکر و سرشناس برآمده بود. پدرش وکيل التجار يزدی، از کوشندگان جنبش مشروطه خواهی بود، و در دوره های اول و دوم مجلس شورای ملی، از سوی بندر انزلی به نمايندگی مجلس انتخاب شد.کريم کشاورز برادر بزرگتر آقای کشاورز، در جوانی از مبارزان برجسته جنبش جنگل در گيلان و سپس از فعالان دوران اوجگيری نهضت ملی بود. او پس از کودتای ۲۸ مرداد سال 1332 به زندان و تبعيد افتاد، و پس از آزادی، از کار سياسی به کلی فاصله گرفت. کريم کشاورز در زمان فوتش که به سال ۱۳۶۶ روی داد، از مترجمان برجسته کتابهای تاريخی به زبان فارسی به شمار می رفت.
فريدون کشاورز تحصيلات ابتدايی را در رشت و متوسطه را در تهران به پايان رساند. پس از دريافت ديپلم، از دانشجويان ممتازی بود که با بورس وزارت فرهنگ برای تحصيلات پزشکی به فرانسه اعزام شد. دکتر کشاورز پس از تحصيل در رشته پزشکی کودکان، در سال ۱۳۱۴ به ايران برگشت. در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران طب اطفال تدريس می کرد و درمانگاهی برای درمان کودکان تأسيس کرد.پس از سرنگونی حکومت رضا شاه در شهريور ۱۳۲۰، که برخی از زندانيان سابق و روشنفکران چپ گرا هوای تشکيل "حزبی مردمی و آزاديخواه" را در سر داشتند، از دکتر کشاورز دعوت کردند که در پايه گذاری حزب توده ايران شرکت کند. او با نشان دادن جديت و پشتکار، به زودی در حزب توده ترقی کرد و در زمانی که قدرت و نفوذ حزب به سرعت رو به گسترش بود، يکی از رهبران و سخنگويان اصلی آن جريان شد.
آقای کشاورز سخنرانی زبردست بود و قلمی توانا داشت. يکی از نشريات وابسته به حزب توده به نام روزنامه رزم به سرپرستی او منتشر می شد. در دورانی که حزب توده فعاليت آزاد و علنی داشت و به مبارزات پارلمانی پای بندی نشان می داد، آقای کشاورز در انتخابات دوره چهاردهم مجلس شورای ملی از شهر بندر انزلی به نمايندگی برگزيده شد و در مجلس نقشی بارز ايفا کرد. در تابستان سال ۱۳۲۴ که احمد قوام برای رسيدن به اهداف سياسی، دولتی ائتلافی با شرکت حزب توده و حزب ايران تشکيل داد، دکتر کشاورز يکی از سه وزير توده ای بود که به کابينه او راه يافت. پس از کنار رفتن دولت قوام السلطنه در سال ۱۳۲۵، دکتر کشاورز، در کنار فعاليت در حزب توده، به کار پزشکی خود ادامه داد.به دنبال تيراندازی به محمد رضا شاه پهلوی در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ که به حزب توده ايران نسبت داده شد، حزب مزبور غيرقانونی اعلام شد و سران و فعالان آن تحت پيگرد شديد قرار گرفتند. او به شوروي گريخت و پس از استعفا از حزب و پس از قيام افسران جمهوريخواه به رهبری ژنرال عبد الکريم قاسم به سال ۱۹۵۸ در عراق، دکتر کشاورز از مقامات اتحاد شوروی تقاضا کرد به آن کشور برود. او دو سالی در عراق بود، در دانشکده پزشکی بغداد درس می داد و از راديو بغداد عليه دولت ايران سخنرانی می کرد.پس از پيروزی انقلاب الجزاير، او به آن کشور نوبنياد رفت و سالها به کار و آموزش پزشکی پرداخت. در دهه 1960 به دنبال مخالفت چين با سياست های شوروی، اميدی تازه در دل دکتر کشاورز جوانه زد و او را به چين کشاند. اما چندی نگذشت که دريافت سران چين نيز "انترناسيوناليسم" را تنها در خدمت اهداف خود تعبير می کنند.کتر کشاورز در سالهای دهه 1970 به سويس رفت و تا آخر عمر در شهر ژنو زندگی می کرد.